همه ما منتظر آن لحظه جادویی هستیم. لحظهای که در حمام، پشت ترافیک یا در نیمههای شب، ناگهان جرقهای در ذهنمان زده میشود و یک ایده درخشان، مثل یک صاعقه، تمام تاریکی را روشن میکند. ما این لحظه را «الهام» مینامیم و تصور میکنیم این یک موهبت آسمانی است که تنها نصیب نوابغ و هنرمندان میشود. اما ایدهها، صاعقههایی نیستند که از آسمان نازل شوند؛ آنها بیشتر شبیه به ماهیهای کمیابی هستند که در اعماق اقیانوس ذهن ما شنا میکنند. اگر منتظر بمانیم تا یک ماهی خودش به روی قایق ما بپرد، شاید لازم باشد تا ابد منتظر بمانیم. ایده پردازی، هنر ساختن تور و یادگیری تکنیکهای ماهیگیری است.
ما در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به بررسی دنیای ایدهها و راهکارهای ایده پردازی پرداختهایم. پس اگر نمیدانید چگونه یک ایده خلاقانه داشته باشید و در نهایت بتوانید آن را به سرانجام برسانید، با ما همراه باشید تا با راهنمای گام به گام خلق ایدهها آشنا شوید.
چگونه ایده پردازی کنیم؟
قبل از یادگیری هر تکنیکی، باید زمین ذهن خود را برای جوانه زدن ایدهها شخم بزنید. یک زمین سفت و خشک، حاصلخیز نخواهد بود. سه اصل کلیدی برای آمادهسازی ذهن شما وجود دارد:
۱. کنجکاوی سیریناپذیر
ایدههای جدید، از اتصال نقطههای به ظاهر بیربط به وجود میآیند. هرچه نقطههای بیشتری در انبار ذهنی خود داشته باشید، احتمال ایجاد اتصالهای خلاقانه بیشتر میشود. کنجکاوی، ابزار شما برای جمعآوری این نقطههاست.
- راهکار عملی: از حباب اطلاعاتی خود خارج شوید. در مورد موضوعاتی بخوانید که هیچ ارتباطی به حوزه کاری شما ندارند. مستندهایی در مورد طبیعت، تاریخ یا نجوم ببینید و به پادکستهایی با موضوعات متنوع گوش دهید. با افرادی که با شما متفاوت فکر میکنند، گفتگو کنید. هر دانش جدید، یک نقطه ارزشمند است که روزی به کارتان خواهد آمد.
۲. بیتوجهی به منتقد درون
در ذهن همهی ما یک منتقد سختگیر زندگی میکند که به محض جوانه زدن یک ایده، با پتک قضاوت بر سر آن میکوبد: «این احمقانه است»، «قبلاً اجرا شده»، «تو نمیتوانی». این منتقد، بزرگترین قاتل خلاقیت است.
در مرحله ایدهپردازی، هدف شما کمیت است، نه کیفیت.
- راهکار عملی: دو مرحله «ایدهسازی» و «ایدهسنجی» را کاملاً از هم جدا کنید. به خودتان «مجوز برای تولید ایدههای بد» بدهید. یک جلسه ایدهپردازی پردازی را فقط و فقط به نوشتن هر چیزی که به ذهنتان میرسد اختصاص دهید، بدون هیچگونه قضاوتی.
۳. ساختن یک «انبار مواد اولیه»
جرقههای ذهنی، موجوداتی فرّار هستند. اگر همان لحظه آنها را ثبت نکنید، برای همیشه از دست میروند. شما به یک سیستم ساده و همیشه در دسترس برای ثبت این جرقهها نیاز دارید.
- راهکار عملی: یک دفترچه یادداشت کوچک و یک قلم را همیشه همراه خود داشته باشید. یا از اپلیکیشنهای یادداشتبرداری روی موبایل خود (مثل Google Keep یا Notion) استفاده کنید. هر فکر، سوال، دیالوگ جالب یا ایده خامی که به ذهنتان میرسد را فوراً در این انبار ثبت کنید. این اطلاعات، معدن طلای شما در روزهایی خواهد بود که احساس میکنید ذهنتان خالی است.
بهترین تکنیکها برای ایده پردازی
حالا که ذهن شما آماده است، بیایید با چند ابزار قدرتمند برای ایدهپردازی آشنا شویم. این تکنیکها به شما کمک میکنند تا از تفکر خطی و همیشگی خود فراتر بروید.
تکنیک اول: طوفان فکری
طوفان فکری فقط دور هم نشستن و ایده دادن نیست. برای اینکه این تکنیک واقعاً کار کند، باید قوانین آن را رعایت کنید. قانون اصلی این است: تمرکز بر کمیت، نه کیفیت – قضاوت ممنوع.
چگونه اجرا کنیم؟ یک موضوع یا سوال مشخص را تعیین کنید (مثلاً: «چگونه میتوانیم تجربه مشتریان در کافه خود را بهبود ببخشیم؟») و زمانسنج را برای ۱۵ دقیقه تنظیم کنید. در این مدت، هر کس (چه به صورت فردی یا گروهی) هر ایدهای که به ذهنش میرسد را روی کاغذ یا تخته مینویسد. به هیچ ایدهای بیتوجهی نمیشود و هیچکس اجازه ندارد بگوید «این عملی نیست». پس از اتمام زمان، مرحله دستهبندی و ارزیابی ایدهها آغاز میشود.
- ترفند طوفان فکری معکوس: به جای پرسیدن «چگونه موفق شویم؟»، بپرسید «چگونه میتوانیم پروژه را به بدترین شکل ممکن شکست دهیم؟». لیستی از دلایل شکست تهیه کنید. سپس برای هر کدام از آن دلایل، یک راهحل پیدا کنید. این کار موانع پنهان را آشکار میکند.
تکنیک دوم: نقشه ذهنی برای ایده پردازی
ذهن ما به صورت خطی فکر نمیکند، بلکه به صورت شبکهای و تداعیگر عمل میکند. نقشه ذهنی، روشی برای پیادهسازی این فرآیند طبیعی روی کاغذ است. این تکنیک برای سازماندهی افکار و کشف زوایای جدید یک موضوع، فوقالعاده است.
چگونه اجرا کنیم؟ یک کلمه یا ایده اصلی را در مرکز صفحهای بزرگ بنویسید و دور آن یک دایره بکشید. سپس، هر کلمه، ایده یا سوال مرتبطی که به ذهنتان میرسد را روی شاخههایی که از مرکز منشعب میشوند، بنویسید. این شاخهها میتوانند خودشان شاخههای جدیدی داشته باشند. اجازه دهید ذهنتان آزادانه حرکت کند و نقشه را گسترش دهد. در پایان، شما یک تصویر کامل و یکپارچه از تمام ابعاد ایده خود خواهید داشت.
تکنیک سوم: اسکمپر یا بازی خلاقانه با ایدههای موجود
این تکنیک مانند یک آچار فرانسه برای نوآوری است. اسکمپر به شما یاد میدهد که به یک محصول، خدمت یا ایده موجود نگاه کنید و با پرسیدن هفت نوع سوال کلیدی، آن را به چیزی جدید تبدیل کنید. SCAMPER سرواژهای از این هفت فرمان است:
- S – Substitute (جایگزین کردن): چه چیزی را میتوانم جایگزین کنم؟ (مثلا: جایگزین کردن شکر با عصاره طبیعی میوه در نوشیدنی)
- C – Combine (ترکیب کردن): چه چیزهایی را میتوانم با هم ترکیب کنم؟ (مثل: ترکیب کردن تلفن با دوربین)
- A – Adapt (تطبیق دادن): چه چیزی را میتوانم از جای دیگر به این ایده اضافه کنم؟ (مثلا: تطبیق دادن سیستم امتیازدهی بازیهای ویدیویی برای یک اپلیکیشن آموزشی)
- M – Modify (اصلاح/بزرگنمایی): چه چیزی را میتوانم تغییر دهم یا بزرگتر کنم؟ (مانند: بزرگتر کردن صفحه نمایش گوشیها)
- P – Put to another use (استفاده دیگر): چه استفاده دیگری میتوانم از این محصول بکنم؟ (مثل: استفاده از لاستیکهای فرسوده برای ساخت وسایل بازی در پارک)
- E – Eliminate (حذف کردن): چه چیزی را میتوانم حذف یا ساده کنم؟ (ماند: حذف کردن سیم از هدفونها)
- R – Reverse (معکوسسازی): چه چیزی را میتوانم معکوس یا وارونه کنم؟ (مانند: رستورانی که مشتریان به جای پرداخت پول، برای کار داوطلبانه غذا دریافت میکنند)
تکنیک چهارم: اتصالهای اجباری و پیدا کردن ربطهای بیربط
این یک تمرین سرگرمکننده برای شکستن الگوهای فکری عادی در ایده پردازی است. مغز ما عادت دارد بین مفاهیم مرتبط، اتصال برقرار کند. این تکنیک، آن را مجبور میکند تا بین مفاهیم کاملا بیربط، پل بزند و از این پل، ایدههای نو متولد کند.
چگونه اجرا کنیم؟ دو لیست از کلمات تصادفی تهیه کنید (مثلاً از دیکشنری یا با نگاه کردن به اشیای اطرافتان). یک کلمه را از لیست اول (مانند «ابر») و یک کلمه را از لیست دوم (مثل «دوچرخه») انتخاب کنید. حالا سعی کنید بین این دو، یک محصول یا خدمت جدید خلق کنید. (مانند: یک سرویس اشتراک دوچرخه با سایبانهای ابری شکل برای محافظت از آفتاب، یا یک سیستم کمک فنر دوچرخه که حسی شبیه به حرکت روی ابرها بدهد). هدف، پیدا کردن ایده کاربردی نیست؛ بلکه، ورزش دادن عضله خلاقیت است.
چگونه ایده پردازی خود را به سرانجام برسانم؟
داشتن دهها ایده جذاب در دفترچه، هیجانانگیز است. اما تفاوت بین یک رویاپرداز و یک کارآفرین یا یک هنرمند، در توانایی اجرای ایدهها نهفته است. بسیاری از افراد در این مرحله در «فلج تحلیلی» (Analysis Paralysis) گیر میکنند و هرگز قدم بعدی را برنمیدارند. در این بخش از مقاله دانشگاه کسب و کار، راهنمای به ثمر رساندن ایدهها را گردآوری کردهایم:
۱. مرحله پالایش
اکنون وقت آن است که به آن «منتقد درون» که ساکتش کرده بودید، اجازه صحبت بدهید؛ اما به شکلی سازنده. تمام ایدههایی که تولید کردهاید را لیست کنید و هر کدام را با سه معیار ساده بسنجید و از ۱ تا ۱۰ به آن نمره دهید:
- تأثیر: اگر این ایده با موفقیت اجرا شود، چقدر تأثیر مثبت (مالی، اجتماعی، شخصی) خواهد داشت؟
- امکانسنجی: با توجه به منابع، دانش و زمان فعلی من، چقدر امکان اجرای این ایده وجود دارد؟ (با خودتان صادق باشید!)
- اشتیاق: من چقدر به این ایده علاقه دارم و حاضرم برای آن سختی بکشم؟
ایده یا ایدههایی که بالاترین امتیاز مجموع را کسب میکنند، نامزدهای شما برای ورود به مرحله بعد هستند.
۲. مرحله اعتبارسنجی
قبل از اینکه زمان و هزینه زیادی را صرف یک ایده کنید، باید آن را در مقیاسی کوچک آزمایش کنید. ایده شما نباید یک راز باقی بماند. آن را به بیرون از ذهن خود ببرید. برای آنکه بتوانید به این هدف دست یابید بهتر است به روشهای زیر عمل کنید:
- صحبت کنید: ایده منتخب خود را با ۳ تا ۵ فرد معتمد (که میتوانند مشتریان بالقوه شما باشند) در میان بگذارید. هدف شما دفاع از ایده نیست، بلکه گوش دادن به دیگران است. بپرسید: «بزرگترین مشکل این ایده از نظر تو چیست؟» یا «آیا برای حل چنین مشکلی حاضر به پرداخت پول هستی؟».
- نسخهای کوچک بسازید: یک محصول پذیرفتنی (MVP) بسازید. این سادهترین و ارزانترین نسخه از ایده شماست که میتواند کارکرد اصلی آن را نشان دهد. اگر ایده شما یک اپلیکیشن است، MVP میتواند چند طرح اولیه روی کاغذ باشد. اگر ایده شما یک دوره آموزشی است، این نسخه میتواند برگزاری یک وبینار تک جلسهای باشد.
۳. اقدامات پس از ایده پردازی
بزرگترین پروژهها با برداشتن اولین قدم آغاز میشوند. به جای فکر کردن به کل مسیر، فقط روی همان قدم اول تمرکز کنید. یعنی لازم است اقداماتی انجام دهید تا در نهایت بتوانید ایده خود را تحقق ببخشید:
- قانون ۷۲ ساعت را رعایت کنید: گفته میشود اگر تا ۷۲ ساعت پس از تصمیمگیری، اولین قدم عملی را برای اجرای آن برندارید، احتمال انجام آن به شدت کاهش مییابد.
- یک کار کوچک تعریف کنید: از خودتان بپرسید: «کوچکترین کاری که میتوانم همین فردا برای پیشبرد این ایده انجام دهم، چیست؟» (مثلاً: ثبت یک دامنه، نوشتن اولین پاراگراف، تماس با یک متخصص). آن کار را انجام دهید. این حرکت اولیه، انگیزه لازم برای برداشتن قدمهای بعدی را ایجاد میکند.
نتیجهگیری
ایده پردازی یک فرایند نیست، بلکه یک عادت است که باید هر روز آن را تمرین کرد. این مقاله از دانشگاه کسب و کار به شما جعبه ابزار لازم را هدیه داد، اما این شما هستید که باید از آن استفاده کنید. کنجکاو باشید، اطرافتان را با دقت مشاهده کنید، سوال بپرسید و از بازی با افکار نترسید. به یاد داشته باشید، هر محصول شگفتانگیز، هر کسبوکار موفق و هر اثر هنری بزرگی که امروز میبینید، روزی تنها یک جرقه خام در ذهن یک نفر بوده است. تفاوت آن فرد با دیگران، در تواناییاش برای گرفتن آن جرقه، پرورش دادنش و تبدیل آن به یک شعله فروزان بوده است. شما هم میتوانید؛ پس ناامید نشوید و برای تحقق ایدههای خود قدم بردارید.
نظر شما درباره فرایند ایده پردازی چیست؟ آیا تاکنون ایده خلاقانهای به ذهنتان رسیده است؟ معمولا ایدههای خود را عملی میکنید یا آنها را رد میکنید؟ تجربیات و نظرات ارزشمند خود را با ما در دانشگاه کسب و کار در میان بگذارید.
منبع: Cleverism
سوالات متداول
۱. وقتی احساس میکنم ذهنم کاملاً خالی است و هیچ ایدهای ندارم، چه کار کنم؟
این حالت «سد خلاقیت» نام دارد و کاملاً طبیعی است. بهترین راهکار، تغییر وضعیت است. از کار فاصله بگیرید، به پیادهروی بروید، دوش بگیرید، موسیقی گوش دهید یا با یک دوست صحبت کنید. مهمتر از همه، به مغز خود خوراک جدید بدهید؛ فیلم ببینید یا یک فصل از کتابی غیرمرتبط را بخوانید. گاهی بهترین ایدهها زمانی به سراغ ما میآیند که به طور مستقیم به آنها فکر نمیکنیم.
۲. از کجا بفهمم یک ایده «خوب» است؟
در مرحله ایده پردازی، هیچ ایده بدی وجود ندارد. اما پس از جمعآوری لیستی از ایدهها، میتوانید آنها را با چند معیار ساده بسنجید: آیا این ایده یک مشکل واقعی را حل میکند؟ آیا من به اجرای آن علاقه و اشتیاق دارم؟ آیا منابع اولیه برای شروع آن را در اختیار دارم؟ بهترین راه برای فهمیدن خوب بودن یک ایده، ساخت نمونه اولیه و بسیار کوچک از آن و تست کردنش در دنیای واقعی است.
۳. ایدهپردازی به صورت فردی بهتر است یا گروهی؟
هر دو روش مزایای خود را دارند. ایدهپردازی فردی به شما اجازه میدهد تا بدون ترس از قضاوت، به عمیقترین لایههای ذهن خود بروید. ایدهپردازی گروهی (طوفان فکری) از انرژی، دیدگاهها و تجربیات افراد مختلف بهره میبرد و میتواند به اتصالهای غیرمنتظرهتری منجر شود. یک رویکرد عالی، شروع با ایده پردازی فردی و سپس به اشتراک گذاشتن و پرورش ایدهها در یک گروه است.
۴. آیا یک ایده حتماً باید ۱۰۰٪ جدید و منحصربهفرد باشد؟
خیر. بسیاری از موفقترین کسبوکارها و محصولات جهان، ایدههای کاملاً جدیدی نبودهاند. آنها یک ایده موجود را گرفته و به شکلی بهتر، سریعتر، ارزانتر یا با تجربهای لذتبخشتر اجرا کردهاند. گوگل اولین موتور جستجو نبود و فیسبوک نیز اولین شبکه اجتماعی محسوب نمیشد. پس تمرکز خود را به جای «جدید بودن»، بر روی «ارزشمند بودن» و «اجرای بینقص» بگذارید.