میرزا محمدتقی خان فراهانی ملقب به امیرکبیر، قهرمان مبارزه علیه استعمار و نخستین صدراعظم ایران در زمان ناصرالدین شاه بود. او اندکی پس از رسیدن به صدارت، اصلاحات خود را آغاز کرد و تا پایان زندگیاش به آن ادامه داد. یکی از مهمترین اقدامات امیرکبیر در این دوران، بنیانگذاری مدرسه دارالفنون برای آموزش علوم جدید در تهران بود. علاوه بر این، روزنامهی وقایع اتفاقیه را تاسیس کرد که دومین نشریه فارسی زبان در ایران محسوب میشد.
امیرکبیر اقدامات همه جانبهاش را با هدف پیشرفت ایران و حفظ استقلال آن انجام داد؛ همین امر موجب حسادت و توطئه اطرافیان علیه او و قتل غمانگیزش شد. ما در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به شرح زندگی این صدراعظم باکفایت و بررسی اقدامات مهم او میپردازیم. پس اگر میخواهید با این شخصیت تاریخی بیشتر آشنا شوید، تا پایان این مقاله همراه ما باشید.
زندگینامه امیرکبیر
میرزا محمدتقی در 19 دی ماه سال 1185 شمسی در روستای نوقند فراهان در اراک متولد شد. پدر او کربلایی قربان یکی از خدمتکاران قائم مقام اول یعنی میرزا عیسی بود. او مدتی بعد ارتقای درجه یافت و ابتدا مسئول آشپزخانه و بعد دربان او شد. مادر او نیز زنی با اصل و نسب به نام فاطمه سلطان بود که عمر طولانی کرد و مرگ فرزندانش را دید.
دوران کودکی و تحصیلات
از آنجا که کربلایی قربان آشپز قائم مقام بود، امیرکبیر دوران کودکی و خردسالی خود را در کنار فرزندان او گذراند. او در ساعاتی که آنها مشغول یادگیری درس بودند، ناهارشان را به اتاق میبرد و کنارشان میماند تا ظرفها را برگرداند. این دقایق به او فرصتی میداد تا به درسهای معلم گوش بدهد و با هوش و دقت فراوانش آنها را به خاطر بسپارد.
در آن زمان درس خواندن و مکتب رفتن فقط برای خانوادههای بزرگان و ثروتمندان بود. محمدتقی با تمام علاقهای که به تحصیل داشت اجازه نداشت کنار فرزندان اشراف بنشیند و با آنها درس بخواند. به همین علت شوق فراوانی برای یادگیری داشت و گاهی پشت در میایستاد تا صدای معلم را بشنود و بعدا آنها را برای خود تکرار کند.
جلب نظر قائم مقام
این وضعیت به همین شکل ادامه یافت تا اینکه روزی قائم مقام سرزده به مکتبخانه رفت تا وضعیت درسی فرزندانش را بررسی کند. او شروع به پرسشهایی از آنها کرد، اما هیچکدام از آنها نتوانستند پاسخ بدهند و قائم مقام را عصبانی کردند. میرزا محمدتقی که در گوشهای ایستاده بود نتوانست جلوی خود را بگیرد و سوالات قائم مقام را با صدای بلند جواب داد.
این حرکت او ابتدا موجب عصبانیت قائم مقام شد؛ چرا که نمیتوانست قبول کند فرزند خدمتکارش در کنار فرزندانش درس بخواند؛ اما هنگامیکه شوق و علاقهی محمدتقی را برای درس خواندن دید، تصمیم گرفت شرایط تحصیل او را فراهم کند.
مناصب جوانی امیرکبیر
پس از آنکه میرزا محمدتقی، خواندن، نوشتن و حساب کردن را یاد گرفت، قائم مقام او را مامور محاسبهی سرطویله خود کرد. این اولین شغلی بود که امیرکبیر به آن مشغول شد و آن را به اندازهای خوب انجام داد که تحسین و تشویق قائم مقام را برانگیخت.
دستیاری قائم مقام
مدتی بعد، قائم مقام که به علت کهولت سن در خواندن و نوشتن دچار مشکل شده بود، محمدتقی را به خدمت خواست. او که علاقهای نداشت دیگران از مشکلش مطلع شوند، محمدتقی را معتمد و محرم خود دانست و وظایف مکاتبات و خواندن کتاب و روزنامه را به او سپرد. امیرکبیر حتی در سفرها نیز همراه قائم مقام میرفت و در حقیقت، دستیار و منشی او محسوب میشد.
به این ترتیب علاوه بر آشنایی با امور سیاسی و فرهنگی در کنار قائم مقام، با بزرگان و صاحب منصبان ایرانی و خارجی نیز آشنا میشد.
منشیگری نظام
قائم مقام برای آنکه از اوضاع صاحب منصبان و نحوهی فعالیت آنها در امور کشور مطلع شود، افرادی را به عنوان جاسوس نزد آنها میگذاشت تا شرایط را به او گزارش دهند. او که به محمدتقی اعتماد فراوانی داشت، او را نزد میرزا محمدخان زنگنه فرستاد. میرزا محمدخان، امیر نظام و فرماندهی کل سپاه آذربایجان در دستگاه ولیعهدی عباس میرزا بود.
او امیرکبیر را به مقام منشیگری نظام منصوب کرد و پس از مشاهدهی تواناییهای وی، او را مستوفی نظام کرد.
زندگی شخصی امیرکبیر
امیرکبیر در طول زندگی خود دو بار ازدواج کرد. اولین ازدواج او با جان جان خانم، دخترِ عمویش حاج شهباز خان بود. میرزا محمدتقی پس از آنکه به صدارت رسید از او جدا شد و جانجان خانم نیز مدتی بعد در آذربایجان درگذشت. حاصل این ازدواج یک پسر به نام میرزا احمد خان ساعد الملک و دو دختر بود.
در سال 1265، ناصرالدین شاه، تنها خواهر تنیاش یعنی ملکزاده خانم را به عقد امیرکبیر درآورد. او در آن زمان 16 سال داشت و امیرکبیر مردی 43 ساله بود. آنها صاحب دو دختر به نامهای تاج الملوک و همدم الملوک شدند.
ورود امیرکبیر به سیاست
برای آشنایی کامل با فعالیتهای سیاسی امبرکبیر لازم است با سیر ورود او به سیاست آشنا شویم. در ادامه این مقاله فعالیتهای سیاسی امیرکبیر را مورد بررسی قرار دادهایم:
سفر به روسیه: نقطه عطفی در زندگی سیاسی امیرکبیر
در بهمن 1207، الکساندر گریبایدوف به عنوان سفیر روسیه به ایران آمد تا نظارت بر تدوین قرارداد ترکمانچای را بر عهده گیرد. در این میان، حادثهای پیش آمد که تأثیرات عمیقی بر روابط ایران و روسیه گذاشت؛ گریبایدوف در جریان حملهی مردم به سفارت روسیه کشته شد.
حکومت ایران که نگران جنگ و دشمنی با روسیه بود، هیئتی دیپلماتیک به سرپرستی خسرو میرزا، پسر عباس میرزا، و با همراهی امیرکبیر به عنوان مستوفی نظام به روسیه فرستاد. این سفر، نخستین تجربه سیاسی میرزا محمدتقی در سن 22 سالگی بود و نشاندهندهی تواناییهای او در عرصه دیپلماسی بود.
وزارت نظام آذربایجان: آغاز مسئولیتهای کلیدی
پس از درگذشت میرزا محمد خان زنگنه، امیر نظام، پادشاه به دلیل شایستگیها و اقدامات مهم امیرکبیر، او را به جای او منصوب کرد. محمدتقی خان در این مدت با محمدخان رفتوآمد داشته و به خوبی نحوهی کار و رهبری او را آموخته بود. این تجربه باعث شد که شاه او را شایستهترین فرد برای این منصب بداند.
در دوران وزارت نظام آذربایجان، امیرکبیر به همراه ناصرالدین میرزا به ایروان سفر کرد تا با تزار روس دیدار کند و مناسبات سیاسی ایران و روسیه را تقویت کند. این سفر، دومین تجربه سیاسی محمدتقی خان بود که با موفقیت انجام شد.
به حکومت رسیدن ناصرالدین شاه
محمدشاه، که از بیماری نقرس رنج میبرد، در اواخر عمرش به شدت بیمار شد و سرانجام در شوال 1264 قمری در قصر محمدیه در نزدیکی تهران درگذشت. پس از مرگ او، فتنههایی برای به دست آوردن منصب پادشاهی آغاز شد. آقاسی، صدراعظم محمدشاه، قصد داشت عباس میرزا ملک آرا، برادر ناتنی ناصرالدین میرزا را به حکومت برساند، اما مهد علیا او را از کار برکنار کرده و حکومت را به عهده گرفت تا فرزندش ناصر از تبریز به تهران بیاید.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات علی انصاری، دیل کارنگی، ولادیمیر ناباکوف و بابک فردوسی را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
صدارت امیرکبیر: فرصتی برای اصلاحات
میرزا محمدتقی خان به عنوان پیشکار ناصرالدین میرزا، سی هزار تومان از یک تاجر تبریزی قرض کرد تا نیروی نظامی لازم را برای همراهی شاه جدید فراهم کند. شش هفته بعد، او همراه با ناصرالدین به تهران رسید. در 22 ذیقعده 1264، ناصرالدین شاه بر تخت نشست و محمدتقی خان امیرکبیر را به عنوان صدراعظم خود منصوب کرد. در فرمانش نوشت:
“ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسئول هر اتفاق خوب و بدی که افتاد میدانیم. ما شما را شخص اول مملکت قرار دادیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق را داریم.”
مخالفتها و دشمنان امیرکبیر
پیش از انتصاب امیرکبیر به صدارت، افراد دیگری مانند میرزا نصرالله صدرالممالک و میرزا آقاسی نیز نامزد این جایگاه بودند. به همین دلیل، پذیرش او به عنوان صدراعظم به راحتی و بدون مخالفت به سرانجام نرسید.
شورش سربازان آذربایجانی: نخستین چالش
نخستین آشوبی که از سوی مخالفان او در تهران شکل گرفت، شورش سربازان آذربایجانی در ارگ تهران بود. چهار ماه پس از انتصاب امیرکبیر، دو هزار نفر از این سربازان، که به تحریک درباریان اقدام کرده بودند، خانهی امیر را تصرف کردند و خواستار عزل او شدند. پس از کشته شدن دو تن از محافظان او، امیر به خانهی میرزا آقاخان نوری پناه برد. اما مردم به حمایت از امیرکبیر برخاستند و دکانها را بستند. سرانجام، با وساطت امام جمعه و عباسقلی خان جوانشیر، این فتنه فرو نشست.
توطئههای اطرافیان
امیرکبیر شخصیتی قاطع، پرجذبه و استوار داشت. او معمولاً پیش از طلوع آفتاب به امور سرکشی میکرد و شخصاً به تکتک کارها رسیدگی میکرد. با وجود سختگیریهایش در امور حکومتی، هیچگاه احترام و ادب خود را از دست نمیداد و تحسین همگان را برمیانگیخت. او علما و شاعران را بسیار دوست داشت و از مدیحهسرایی بیزار بود؛ به همین دلیل قاآنی را توبیخ میکرد.
امیرکبیر در طول صدارت خود، اقدامات و فعالیتهای بسیاری انجام داد تا ایران را به پیشرفت برساند و دست دولتهای بیگانه را از آن قطع کند. اما در نهایت، توطئهها و فتنههای اطرافیان، او را به چالش کشید و موجب خشم پادشاه نسبت به او شد.
صدور فرمان عزل صدراعظم: پایان ناگهانی
سرعت سیر حوادث از زمانی که شاه فرمان صدارت امیرکبیر را صادر کرد تا زمان عزل او به حدی بالاست که اغلب محققان را دچار حیرت میکند. این فرمان در محرم 1268 به خط میرزا سعید موتمن الملک تهیه و توسط مهدعلیا به امیرکبیر ارسال شد. شاه که از واکنش او میترسید، به قراولان خاصه آمادهباش داد؛ اما امیرکبیر، با وجود قدرتش، به خاطر مصالح ملی، گوشهنشینی را اختیار کرد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات جی کی رولینگ، احمد شاملو، استیو جابز و پیر امیدیار را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
دلجویی ناصرالدین شاه از امیرکبیر
شاه پس از آنکه امیر را از صدارت عزل کرد دچار عذاب وجدان شد. او نامهای به محمدتقی خان نوشت و به او توضیح داد که قصد دارد مطابق با قوانین امیرکبیر و به تنهایی به ادارهی کشور بپردازد. سپس نوشت که او را دوست دارد و هرگز قصد رنجاندن و برکناری او را نداشته است. امیرکبیر پس از آنکه نامهی شاه را خواند از او درخواست ملاقات کرد تا شاید بتواند نظرش را عوض کند. اما شاه به خاطر انتصاب آقاخان نوری، قرار را به بعدا موکول کرد. این کار او موجب ناراحتی و رنجش امیر شد.
میرزا تقیخان، دل آزرده از حکم انتصابش و بیمحلی شاه به او، در مراسم سلام شاهانه شرکت نکرد. این حرکت او موجب خشم ناصرالدین شاه شد و سوءظن و بیاعتمادی او نسبت به امیر را شدیدتر کرد.
محرومیت میرزا تقیخان از مناصب دولتی
شرکت نکردن امیرکبیر در مراسم سلام به پادشاه و ملاقات او و سفیر روسیه در منزل شخصیاش موجب ترس و وحشت شاه شد. او که از قدرت امیرکبیر میترسید روز بعد نامهای نوشت و وی را از تمام مناصب دولتی یعنی امیرنظامی و حکومت کاشان عزل کرد. سپس دو هفته بعد او را به همراه مادر، همسر و فرزندانش به صورت تحت الحفظ به کاشان فرستاد. سفر او به فین کاشان فرقی با تبعید فردی زندانی و گناهکار نداشت.
صدور فرمان قتل امیرکبیر
شاه که از محبوبیت امیر در میان مردم و عالمان خبر داشت، از پخش اخبار تبعید و زندانیشدن او توسط عموم میترسید. علاوه بر این، فکر بازگشت دوبارهی او و قدرت گرفتنش در دربار او را رها نمیکرد. چرا که فکر میکرد امیرکبیر قصد دارد او را برکنار کند و عباس میرزا را جایگزینش کند. سرانجام با توطئه و دسیسههای مهدعلیا و چند تن از اعضای دربار، ناصرالدین شاه فرمان قتل او را صادر کرد.
مرگ و پایان زندگی
امیرکبیر که خبر آمدن پیکی از سمت شاه را شنیده بود، تصور میکرد پادشاه برای او خلعت و هدیه فرستاده است. بیخبر به حمام رفت تا اینکه از سوی ماموران شاه محاصره شد. جلاد رگهای دست و پای امیرکبیر را خنجر زد و پس از خونریزی، با چکمه به میان دو کتف امیر کوبید. هنگامی که امیر در خون خود غرق شد، میرغضب دستمالی در دهان او قرار داد تا دیگر نتواند نفس بکشد.
به این ترتیب، این مرد بزرگ در 20 دی ماه 1230 در حمام فین کاشان به قتل رسید. پیکر او ابتدا در کاشان دفن شد. اما چند ماه بعد به اصرار همسرش به کربلا منتقل و در اتاقی که به سوی صحن امام حسین باز میشد، دفن شد.
چه عواملی موجب عزل و قتل امیرکبیر شد؟
میرزا محمدتقی خان فراهانی به دلیل رفتارها و سیاستهای خاصی که در پیش گرفت، دشمنی درباریان و کشورهای خارجی را برانگیخت. با این حال عوامل بسیاری دست به دست هم داد تا خشم شاه را علیه او برانگیزد و موجب عزل و در نهایت قتل او شود. برخی از آنها عبارت است از:
1. نداشتن روابط درباری مناسب
امیرکبیر نتوانست ارتباط خوبی با درباریان کهنهکار برقرار کند و رفتارهای اجتماعیاش با آنها همخوانی نداشت. او به دلیل اصل و نسب خانوادگیاش که در زمرهی اشراف نبود، و همچنین صداقت و بیتکلفیاش در رفتار با شاه، نتوانست اعتماد و حمایت درباریان را جلب کند. این موضوع باعث افزایش بدبینی شاه نسبت به او شد.
2. تعیین تکلیف برای شاه
امیرکبیر که از کودکی همراه ناصرالدین شاه بود، به تربیت و اصلاح رفتارهای او پرداخته بود. پس از پادشاهی ناصرالدین شاه، امیرکبیر به طور مداوم او را در مورد دخل و خرج و نحوهی حکومتداری نصیحت میکرد. این رفتارها موجب شد که درباریان او را فردی جسور و بیاحترام تلقی کنند و در نتیجه، خشم شاه را برانگیزند.
3. سختگیری نسبت به اهل حرم
مهدعلیا، مادر شاه و یکی از مخالفان اصلی امیرکبیر، به شدت به مداخله در امور کشور علاقهمند بود. امیرکبیر با سختگیری نسبت به او و جلوگیری از نفوذش، موجب حسادت و دشمنی او شد.
مهدعلیا با همراهی میرزا آقاخان نوری و حاج علیخان فراشباشی، در راس مخالفان امیر قرار گرفت.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات لوییز هی، دبی فورد، آبراهام مازلو و لویی پاستور را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
4. ایجاد نظامی برای عدالت
امیرکبیر به دنبال ایجاد نظامی بر پایهی نظم و عدالت بود و با تشکیل یک سیستم نظارتی مخفی، به فعالیتهای صاحبمنصبان رسیدگی میکرد. این اقدامات موجب بیکاری افرادی شد که از طریق تملق و دروغگویی از دربار سود میبردند و به دشمنی با امیرکبیر پرداختند.
5. توجه امیرکبیر به برادر ناتنی شاه
رفتار محترمانه امیرکبیر نسبت به عباس میرزا، برادر ناتنی شاه، موجب حسادت و سوءظن ناصرالدین شاه شد. در سفر پادشاه به اصفهان، امیرکبیر درخواست کرد که عباس میرزا و مادرش نیز همراه باشند. این رفتارها تصور ناصرالدین شاه را دربارهی نقشههای امیرکبیر برای جانشینی عباس به شدت منفی کرد.
6. مقابله در برابر کشورهای بیگانه
امیرکبیر به شدت مخالف دخالت کشورهای بیگانه در امور ایران بود و به دنبال قطع نفوذ روسیه و انگلستان بود. سیاستهای او موجب خشم این کشورها شد و آنها هیچگونه حمایتی از او نکردند. در نتیجه، با کاهش اعتماد شاه به امیرکبیر، او به تدریج در موقعیت ضعیفتری قرار گرفت و سرانجام به عزل و قتل او انجامید.
اصلاحات داخلی میرزا محمدتقی خان
امیرکبیر اصلاحات داخلی را با امور نظامی که ضامن حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور بود آغاز کرد. او نخست صندوقی برای تامین مواجب و نیازهای مالی نظامیان ایجاد کرد تا نظامیگری را به صورت شغلی مستقل درآورد. سپس به تدوین قوانین مرتبط با سربازها و طبقهبندی گروهها و درجات نظامی پرداخت و کارخانههایی برای ساخت تسلیحات و ملزومات جنگی تاسیس کرد. به این ترتیب امور نظامی کشور را بهبود بخشید و آن را قدرتمند از گذشته کرد.
برخی از مهمترین اصطلاحات امیرکبیر در امور داخلی عبارت است:
بهبود امور اقتصادی
امیرکبیر طرفدار گسترش تجارت و کشاورزی و توسعه صنایع ملی بود. به همین علت شروع به ساخت و توسعهی بازارهای تهران و تبریز، سرای امیر و شبکهی راهها کرد. او با انجام اقداماتی صادرات ایران را افزایش داد و موجب توجه تاجران خارجی به محصولات ایرانی شد.
از دیگر اقدامات امیرکبیر که ارتباط مستقیم با تجارت داشت، ایجاد امنیت در راهها، ساخت قراولخانه و چاپارخانه و نقشهبرداری از تهران و سایر شهرهای ایران بود.
تغییر در قوانین مالیات
او برای حمایت از صنعت و تولیدکنندگان، معادن را تا پنج سال از مالیات معاف کرد و برای آنها یک مسئول برگزید. منافع اخذ مالیات و ورود آن به خزانهی دولت را سامان بخشید و مالیاتهای اجحافآمیز بر طبقات ضعیف را لغو کرد. به این ترتیب از سوءاستفادهی مستوفیان و مالیاتبگیران جلوگیری کرد و دستور داد کتابهایی مشتمل بر قوانین مالی فرانسه در اخذ مالیات تدوین شود.
گسترش خدمات درمانی
میرزا محمدتقی فعالیتهای زیادی برای گسترش خدمات شهری انجام داد. او آبلهکوبی یا همان واکسیناسیون را در سرتاسر ایران مرسوم کرد تا از بروز بیماریهای کشنده جلوگیری کند.
سپس چندین رساله دربارهی بیماری وبا و قواعد درمان آن ترجمه و چاپ کرد و در خدمت حکما قرار داد تا با بهکارگیری آنها از سرایت بیماری جلوگیری کنند. او در ادامه، مریضخانهای با ظرفیت 400 نفر تاسیس کرد و پزشکان حاذق را به ولایات و شهرهای دوردست فرستاد تا هیچ مریضی از نعمت درمان بیبهره نباشد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات آگاتا کریستی، پائولو کوئلیو، فخر رازی و کوین ترودو را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
گسترش فعالیتهای کشاورزی در دوران امیرکبیر
از آنجا که میرزا محمدتقی توجه بالایی به صنعت و کشاورزی داشت، اقدامات مفیدی برای گسترش آنها انجام داد. او با کنار گذاشتن آیینهای مالیاتی روستائیان و افزایش حمایت از آنها موجب افزایش تولیدات کشاورزی و کشت محصولات تازه شد.
علاوه بر این، سد ناصری را بر رودخانهی کرخه و سد تازهای در شهر گرگان بنا کرد و کشت نیشکر وزراعت پنبهی آمریکایی را رواج داد.
ایجاد نظام اطلاعاتی برای برقراری عدالت
امیرکبیر در دوران صدارت خود سبک و سیاق قائم مقام در ایجاد یک نظام مخفی و جاسوسانه را مورد توجه قرار داد. او برای آگاهی از رفتار حاکمان شهر، کسانی را مخفیانه نزد آنها میگذاشت و با گزارشات آنها به توبیخ یا تشویق حاکمان میپرداخت. به این ترتیب به سرعت از فتنهها و جاسوسی دشمنان کشور آگاه میشد و امنیت و عدالت را در کشور برقرار میکرد. همین رفتار امیرکبیر عامل اصلی دشمنی برخی از سران و حاکمان سودجویی بود که وی را مانع تحقق اهداف خود میدانستند.
سیاستهای خارجی امیرکبیر
در دوران امیرکبیر، وزارت خارجه به عنوان یک نهاد اصلی تأسیس شد و او از سال 1265 تا 1267 به عنوان وزیر خارجه فعالیت کرد. برخی از سیاستهای خارجی او شامل ممانعت از دخالت سفیران کشورهای بیگانه در امور داخلی ایران، اهتزاز پرچم ایران در کشورهای دیگر و فرستادن نمایندگان سیاسی برای تأسیس سفارتخانهها بود. همچنین، او دستورالعملهایی برای مذاکره با وزرای مختار تدوین کرد و نظارت بر رفت و آمد بیگانگان را با اخذ ویزا و پاسپورت مرسوم کرد. در اینجا سیاست او در برخورد با کشورهای مختلف را بررسی میکنیم:
افغانستان
امیرکبیر به مسائل افغانستان به عنوان یک موضوع داخلی نگاه میکرد و با وجود توصیههای بریتانیا برای عدم دخالت در هرات، به حمایت از مردم افغان پرداخت. او حاکم افغانستان را وادار به تبعیت از حکومت خراسان کرد و از حاکمان قندهار و کابل خواست که روابط خود را با انگلستان قطع کنند.
روسیه
در دوران وزارت امیرکبیر، درگیریهای زیادی میان ایران و روسیه بر سر مسائل اقتصادی و مرزی رخ داد. او به رغم اعطای امتیاز شیلات به روسیه توسط محمدشاه، مانع مداخله آنها در این منطقه شد. او همچنین در تلاش برای جلوگیری از تصرف آشوراده توسط روسها، با حاکم مازندران درگیر شد و در نهایت مجبور به عزل او شد.
فرانسه
امیرکبیر تلاش کرد معاهدهای که در دوران محمدشاه میان ایران و فرانسه منعقد شده بود را احیا کند. اما ممانعتهای انگلستان و روسیه و سیاستهای نسنجیده نماینده فرانسه باعث شد که روابط سیاسی دو کشور به شدت آسیب ببیند و قطع شود.
آمریکا
امیرکبیر به برقراری روابط دوستانه با آمریکا توجه ویژهای داشت و در ذیالحجه 1267 عهدنامهای برای دوستی و کشتیرانی میان دو کشور منعقد کرد. این عهدنامه شامل تاسیس کنسولگریهای آمریکا در ایران بود، اما با عزل امیرکبیر، این قرارداد نیز به فراموشی سپرده شد.
اقدامات علمی، فرهنگی و مذهبی
تا این بخش از مقاله دانشگاه کسب و کار با اقدامات مهم امیرکبیر در حوزههای مختلف آشنا شدیم. برخی از مهمترین اقدامات فرهنگی امیرکبیر عبارت است از:
تاسیس مدرسه دارالفنون توسط امیرکبیر
امیرکبیر با تاسیس مدرسه دارالفنون به تربیت جوانان ایرانی پرداخت و معتقد بود که انتقال محیط علمی اروپا به ایران بهتر از فرستادن محصل به خارج است. او پس از سفر به روسیه و مشاهدهی دانشگاهها، موافقت شاه را برای تأسیس این مدرسه جلب کرد و مسئولیت آن را به مهندس میرزا رضا سپرد.
انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
امیرکبیر اقدام به تدوین و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه کرد که یکی از نخستین نشریات فارسی در ایران بود. این روزنامه اخبار داخلی و خارجی را منتشر میکرد و خرید اشتراک آن برای کارکنان دولتی با حقوق بیش از 200 تومان الزامی شد.
ساخت مدرسه و مسجد
امیرکبیر به اصول شرعی احترام میگذاشت و در دوران صدارت خود چند مدرسه و مسجد ساخت، از جمله مدرسه شیخ عبدالحسین و ساختمان امامزاده زید در تهران. او همچنین چاپ آیات قرآنی بر کاغذهای باطله را ممنوع کرد و میگساری را نیز در این دوران منع نمود.
مبارزه امیرکبیر با فرقهگرایی و انحرافات دینی
امیرکبیر در سال 1260 با اعدام علی محمد باب، رئیس فرقه باب، به شورشهای ناشی از ادعای مهدویت او پایان داد. او با خاموش کردن فتنهها و حفظ امنیت، کشور را به آرامش سابق بازگرداند و از وقوع بحرانهای بیشتر جلوگیری کرد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات ملاصدرا، ابوسعید ابوالخیر، جول اوستین و مارک تواین را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
نتیجهگیری
امیرکبیر، به عنوان یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران، با تلاشهای خود در زمینههای علمی، فرهنگی و سیاسی، نقش بسزایی در تحول و پیشرفت کشور ایفا کرد. تاسیس مدرسه دارالفنون و انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه نشاندهندهی تعهد او به آموزش و آگاهیبخشی به جامعه بود. با اتخاذ سیاستهای خارجی هوشمندانه و مقابله با چالشهای داخلی، امیرکبیر توانست پایههای حکومتی مستحکم و منسجم را بنا نهد که در تاریخ ایران بینظیر بود.
با این حال، دشمنیهای درباریان و فشارهای خارجی موجب شد که امیرکبیر نتواند به تمامی آرزوها و برنامههای خود برای توسعه و پیشرفت کشور دست یابد. عزل و قتل او، نه تنها پایان یک دوران درخشان، بلکه زنگ خطری برای آینده ایران بود.
امروز، یاد و خاطره امیرکبیر به عنوان یک الگوی موفق از صداقت، شجاعت و خدمت به ملت، در ذهن و دل ایرانیان باقی مانده و الهامبخش نسلهای آینده است تا در مسیر پیشرفت و ترقی کشور گام بردارند. نظر شما درباره این شخصیت مهم تاریخی چیست؟ فکر میکنید کدام یک از سیاستهای امیرکبیر نادرست بود؟ نظرات ارزشمند خود را با ما در دانشگاه کسب و کار در میان بگذارید.
منبع: Wikipedia
قاتل اصلی امیر کبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار در حقیقت فرقه بابیت است اندکی مطالب شما دور از واقعیت است و خدمات بی نظیر این مرد عاشق ابا عبدالله الحسین را که هم اکنون زیر پای زوازش هست بیان ننموده اید در صورتیکه همه ایرانیان مدیون مردانی این چنین تا ابدیت تاریخ ایران خواهند بود یکی از کتابهای مستند نوشته آیه هاشمی رفسنجانی کتاب امیر کبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار است که در معرفی آن خصوصا به نسل جدید که تشنه واقعیت هستند کوشا باشید اگر وابسته به آن طرف مرزها نیستید و ایرانی هستید