استیو جابز، بنیانگذار و معمار خلاق شرکت اپل، به عنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین کارآفرینان عصر ما شناخته میشود. او با نبوغ و دیدگاه منحصر به فردش، دنیای فناوری را دگرگون کرد و محصولاتی را به جهان معرفی نمود که نه تنها نحوه تعامل ما با تکنولوژی را تغییر دادند، بلکه زندگی روزمره ما را نیز بهبود بخشیدند. از آیپد و آیپاد گرفته تا مکبوک، هر یک از این اختراعات نمادی از نوآوری و کیفیت بینظیر هستند.
در این مقاله از دانشگاه کسب و کار، به سفری جذاب در زندگی و کارآفرینی استیو جابز خواهیم پرداخت و رازهای موفقیت او در بنیانگذاری اپل را کشف خواهیم کرد. اگر به دنبال الهامگیری از مسیر موفقیت یکی از اسطورههای کسب و کار هستید، این مطلب را از دست ندهید.
استیو جابز که بود؟
ابتدا باید بدانیم استیو جابز که بود و دلیل شهرت او چیست؟ استیو جابز مخترع، طراح و کارآفرین آمریکایی بود. او یکی از بنیانگذاران شرکت اپل و مدیر اجرایی و رئیس این شرکت موفق در زمینه فناوری بود. شرکت اپل امروزه با محصولاتی مانند آیپد، آیپاد، آیفون و مکبوک به عنوان سردمداران تکامل فناوری و تکنولوژی مدرن شناخته میشود. جابز در سال 1955 از دو فارغالتحصیل دانشگاه ویسکانسین متولد شد، اما پدر و مادر او، استیو را برای فرزندخواندگی واگذار کردند. استیو جوان باهوشی بود؛ اما در سالهای کالج بسیار بیهدف بود. او کالج را رها کرد و پیش از آنکه در سال 1976 به همراه استیو وزنیاک شرکت اپل را تأسیس کند، کارهای مختلفی را تجربه کرد.
جابز در سال 1985 شرکت اپل را که در سال 1976 بنیانگذاری کرده بود، ترک کرد. او در آن سالها تصمیم گرفت استودیوی انیمیشنسازی پیکسار را راهاندازی کند. یک دهه بعد، جابز به شرکت اپل بازگشت و همکاری خود را از سر گرفت. استیو جابز در سال 2011 پس از یک دوره طولانی مبارزه با سرطان پانکراس درگذشت. این مقاله مرور کوتاه بر زندگی و دستاوردهای جابز نشاندهنده تأثیر عمیق او بر دنیای فناوری و کارآفرینی است.
سالهای ابتدایی زندگی
والدین استیو جابز و داستان فرزندخواندگی
همانطور که گفتیم استیو جابز از دو جوان دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه ویسکانسین متولد شد. این زوج پسر تازه متولد شده خود را که هنوز نامی نیز بر او ننهاده بودند، برای فرزندخواندگی واگذار کردند. پدر جابز استاد علوم سیاسی سوریه بود و مادرش به عنوان یک گفتار درمانگر فعالیت میکرد. جابز در سنین جوانی یعنی در سن 27 سالگی بود که توانست اطلاعات والدین بیولوژیک خود را به دست آورد. والدین او مدتی پس از اینکه استیو برای فرزندخواندگی واگذار شد ازدواج کردند و صاحب فرزند دیگری به نام مونا سیمپسون شدند.
استیو در همان نوزادی توسط زوجی به نامهای کلارا و پل جابز به فرزندخواندگی پذیرفته شد. آنها او را استیون پل جابز نامیدند. کلارا یک حسابدار بود و پل کهنه سرباز گارد ساحلی بود.
خانواده جدید استیو
استیو جابز در 24 فوریه سال 1955 در سانفرانسیسکو کالیفرنیا به دنیا آمد. او به همراه خانواده جدید خود که او را به فرزندخواندگی گرفته بودند در مونتین ویو کالیفرنیا، در منطقهای که بعدها به نام سیلیکون ولی شناخته شد زندگی میکرد. جابز و پدرش بر روی لوازم الکترونیکی در گاراژ منزل کار میکردند. پدر او در شکل گیری اعتماد به نفس او در کار با وسایل الکترونیکی تأثیر بسیاری داشت. او نحوه کار با وسایل الکترونیکی و باز و بسته کردن آنها را به او آموزش داد و با این سرگرمی توانست عزت نفس، سرسختی و قدرت کار مکانیکی را در استیو جوان القا کند.
تحصیلات و آغاز مسیر
کسالت در کلاسهای مدرسه
در حالی که استیو جابز همیشه فردی مبتکر، متفکر و باهوش بود؛ اما دوران تحصیل او همواره همراه با سرخوردگی بود. او کودک باهوشی بود؛ اما کلاسهای سنتی مدرسه همیشه او را دچار کسالت میکرد و حوصله او را سر میبرد. استیو از مدرسه متنفر بود. در مدرسه دانش آموزی شلوغی بود و همواره از کلاس اخراج میشد. در سالهای تحصیل استیو خانواده او مجبور شدند تا محل زندگی خود را تغییر دهند تا استیو بتواند در مدرسهای دیگر نام نویسی کند.

تصمیم عجیب ترک دانشگاه
پس از سالها کش و قوس و سختی او بالاخره موفق شد دیپلم خود را از دبیرستان هومستید دریافت کند. استیو مدتی بعد از دریافت مدرک دیپلم در دانشگاه رید پرتلند ثبت نام کرد. او فرد باهوشی بود؛ اما هنوز هدف زندگی خود را پیدا نکرده بود. استیو جابز در دانشگاه نیز سردرگم بود.
او علاقهای به تحصیلات دانشگاهی و یا دریافت مدرکهای متعدد نداشت، به همین دلیل طی یک تصمیم گیری عجیب، پس از 6 ماه تحصیل در کالج تصمیم به ترک آن گرفت.
در همان سالها بود که استیو جابز به طراحی علاقهمند شد و مدتی از عمر خود را در آن سالها در کلاسهای طراحی گذراند.
در سال 1974 جابز به عنوان طراح بازیهای ویدیویی در شرکت آتاری مشغول به کار شد؛ اما پس از گذشت چند ماه آن شرکت را نیز ترک کرد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات فلورانس اسکاول شین، سعیده قدس، امید کردستانی و کریس گاردنر را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
سفر به هند و مطالعات معنوی
یکی از نقاط عطف زندگی استیو را میتوان سفر به هند در نظر گرفت. او در سال 1974 سفری به کشور هند داشت و تلاش میکرد تا به مطالعه مکاتب و روشنگریهای معنوی بپردازد. او در هند با فردی به نام نیم کارولی بابا ملاقات کرد و در طی این ملاقاتها با فلسفه معنوی بودایی و شرقی آشنا شد. در همان زمان او برخی داروها مانند ال اس دی را نیز تجربه کرد. استیو پس از مدت هفت ماه با سری پوشیده و لباسهای هندی بر تن به امریکا بازگشت. او اظهار داشت که این تجارب در ایجاد دیدگاه گستردهتر او در زندگی و تجارت کمک بسزایی کرد.
آشنایی با شریک تجاری آینده
شروع آشنایی استیو جابز و استیو وزنیاک به زمانی که جابز در دبیرستان هومستید ثبت نام کرد، باز میگردد. در آن سالها بود که او به شریک آینده خود و یکی از بنیانگذاران اپل معرفی شد. وزنیاک در آن سالها در دانشگاه کالیفرنیا برکلی مشغول به تحصیل بود. وزنیاک در مصاحبهای در سال 2007 در رابطه با ارتباط و جرقهی خوب میان خود و استیو جابز اینگونه گفت: “ما هر دو عاشق وسایل الکترونیکی و روشی که برای اتصال تراشههای دیجیتال استفاده میکردیم بودیم.
تعداد بسیاری از افراد به خصوص در آن زمان در رابطه با چیپها، نوع ساختشان و اینکه چه کارهایی انجام میدهند هیچ ایدهای نداشتند و اطلاعات کمی در این باره وجود داشت. من کامپیوترهای بسیاری طراحی کرده بودم. در طراحی الکترونیک و کامپیوتر بسیار از او جلوتر بودم؛ اما ما علایق مشترکی داشتیم. در واقع هر دو یک نگرش مستقل مشترک در مورد جهان داشتیم.”

تأسیس اپل
در سال 1976، استیو جابز در سن 21 سالگی به همراه استیو وزنیاک، اولین کامپیوتر اپل را در گاراژ خانواده جابز راهاندازی کرد. برای تأمین سرمایه این پروژه، جابز فولکس واگن خود را فروخت و وزنیاک نیز ماشین حساب علمی محبوبش را به فروش رساند. این دو با هدف کاربردیتر، ارزانتر و کوچکتر کردن سیستمهای فناوری، توانستند انقلابی در صنعت کامپیوتر ایجاد کنند. تلاشهای آنها نه تنها به خلق اولین محصول اپل انجامید، بلکه رویکردی جدید در طراحی و تولید رایانههای شخصی را به نمایش گذاشت که بر دسترسی و کاربرپسندی تمرکز داشت.
اولین محصولات و موفقیتهای اولیه
جابز و وزنیاک با همکاری یکدیگر، مجموعهای از رایانههای شخصی کاربرپسند را با نام Apple I به بازار عرضه کردند که با قیمت 666.66 دلار به فروش میرسید. این محصول توانست در همان سالها 774,000 دلار درآمد برای شرکت کسب کند. با عرضه Apple II در سه سال بعد، فروش اپل با افزایش 700 درصدی به 139 میلیون دلار رسید.
در سال 1980، شرکت Apple Computer به یک شرکت سهامی عام تبدیل شد و ارزش آن در بازار در پایان اولین روز معاملاتی به 1.2 میلیارد دلار رسید. با وجود موفقیتهای اولیه، برخی از محصولات بعدی اپل با نقصهای طراحی مواجه شدند که منجر به ناامیدی مصرفکنندگان شد. در همین زمان، شرکت IBM از نظر فروش از اپل پیشی گرفت و اپل مجبور شد با دنیای تجاری تحت سلطه IBM رقابت کند. در سال 1984، اپل رایانه مکینتاش را معرفی کرد که اگرچه پیشرفتهتر از سریهای قبلی بود، اما تنها 50,000 عدد از آن در دو ماه اول به فروش رسید.
آیفون چه زمانی به بازار رسید؟
شرکت اپل در ماه ژانویه سال 2007 موفق شد اولین آیفون را به بازار معرفی کند.
در ژانویه آن سال اپل سه محصول را که انقلابی برای صنعت تکنولوژی بودند ارائه کرد. یک آی پاد با صفحه نمایش بزرگ و کنترلهای لمسی، یک دستگاه تلفن همراه و یک ابزار ارتباطات اینترنتی؛ اما تعجب نکنید، این سه محصول در واقع در یک دستگاه جمع آوری شده بودند که اپل آن را آیفون نامید. این سه وسیله مجزا نبودند و استیو جابز در سخنرانی خود بیان کرد که این سه امکان انقلابی در صنعت تکنولوژی را در یک تلفن همراه جمع آوری کرده است و آن را با عنوان آیفون به بازار ارائه کرده است.
تا پایان سال 2010 اپل موفق شد تا 90 میلیون آیفون را به فروش برساند و با این فروش بالا موفق شد نیمی از سود حاصل در بازار تلفن همراه جهان را به خود اختصاص دهد. درست یک دهه پس از افتتاح اولین فروشگاه، اپل دارای 326 فروشگاه در سطح جهانی بود.
آیفون درآمد بالایی را برای برند اپل کسب کرد و همچنان نیز با قدرت میتازد. به طور متوسط 15 درصد کل درآمد اپل از طریق فروشگاههای اپل یا همان اپل استورها تامین میشود.
چالشها و موفقیتها
چالشهای مدیریتی و خروج از اپل
در سال 1985، استیو جابز با جان اسکالی، مدیر اجرایی وقت اپل، دچار اختلافات جدی شد. این تنشها بر سر جهتگیریهای مدیریتی و راهبردهای شرکت بود. اسکالی بر این باور بود که حضور جابز به شرکت آسیب میزند و در نهایت، مدیران اپل تصمیم گرفتند تا جابز را از مدیریت کنار بگذارند. جابز، که در واقع بنیانگذار اپل بود، اما هیچ عنوان رسمی در شرکت نداشت، به تدریج به حاشیه رانده شد و مجبور به ترک اپل شد. این خروج برای جابز یک نقطه عطف تلخ اما مهم در زندگی حرفهای او بود.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات آلینوش طریان، سرگی برین، سام والتون و آلن تورینگ را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
تأسیس NeXT و خرید پیکسار
پس از ترک اپل، جابز تصمیم گرفت تا به مسیر کارآفرینی خود ادامه دهد و در سال 1985 شرکت NeXT, Inc را تأسیس کرد. این شرکت به تولید سختافزار و نرمافزارهای پیشرفته پرداخت، اما تلاشهایش برای فروش سیستم عامل تخصصی به موفقیت زیادی نرسید. با این حال، فناوریهای توسعهیافته در NeXT، بعداً به عنوان پایهای برای سیستمهای آینده اپل مورد استفاده قرار گرفتند. در سال 1996، اپل NeXT را با قیمت 429 میلیون دلار خریداری کرد، که این خرید زمینهساز بازگشت جابز به اپل شد.
در سال 1986، جابز یک شرکت انیمیشنسازی را از جورج لوکاس خریداری کرد که بعدها به استودیوی انیمیشن پیکسار تبدیل شد. جابز به پتانسیل پیکسار ایمان داشت و 50 میلیون دلار از سرمایه شخصی خود را در آن سرمایهگذاری کرد. پیکسار با تولید فیلمهای محبوبی مانند داستان اسباببازی، Finding Nemo و The Incredibles به موفقیتهای چشمگیری دست یافت و مجموع فروش فیلمهایش به 4 میلیارد دلار رسید. این استودیو در سال 2006 با والت دیزنی ادغام شد و جابز به یکی از بزرگترین سهامداران دیزنی تبدیل شد. در سال 2011، فوربس دارایی خالص جابز را حدود 6.5 تا 7 میلیارد دلار تخمین زد.
بازگشت به اپل و احیای شرکت
جابز در سال 1997 به اپل بازگشت و به عنوان مدیر عامل، نقش کلیدی در احیای شرکت ایفا کرد. او با تشکیل تیم مدیریتی جدید و تعیین دستمزد سالیانه یک دلار برای خود، نشان داد که تمرکز اصلیاش بر بازگرداندن اپل به مسیر موفقیت است. جابز با معرفی محصولات مبتکرانهای مانند iMac و ایجاد کمپینهای برندسازی مؤثر، توانست بار دیگر توجه مصرفکنندگان را به اپل جلب کند.
در سالهای بعد، اپل تحت رهبری جابز محصولاتی مانند مکبوک ایر، آیپد و آیفون را معرفی کرد که هر کدام انقلابی در صنعت تکنولوژی بودند. این محصولات نه تنها استانداردهای جدیدی را در طراحی و عملکرد تعیین کردند، بلکه باعث شدند اپل به یکی از پیشروترین شرکتهای فناوری در جهان تبدیل شود. در سال 2007، اپل به سود 1.58 میلیارد دلار دست یافت و ارزش سهام آن به 199.99 دلار در هر سهم رسید، که یک رکورد خیرهکننده به حساب میآمد. اپل همچنین به دومین خردهفروش بزرگ موسیقی در آمریکا تبدیل شد و در فهرست شرکتهای تحسینشده مجله فورچون رتبه نخست را کسب کرد. این موفقیتها نشاندهنده توانایی جابز در مدیریت و نوآوری بود که اپل را به مسیر پیشرفت بازگرداند.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات هایزنبرگ، حسن خسروشاهی، شهرداد روحانی و دیپاک چوپرا را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
نوآوریهای کلیدی استیو
معرفی محصولات نوآورانه
استیو جابز با بازگشت به اپل، مجموعهای از محصولات نوآورانه را معرفی کرد که هر یک به نوبه خود تحولی در صنعت تکنولوژی ایجاد کردند.
- اولین محصول بزرگ تحت مدیریت او، iMac بود که در سال 1998 عرضه شد. این رایانه با طراحی زیبا و کاربرپسند خود، به سرعت محبوب شد و اپل را به مسیر موفقیت بازگرداند.
- در سال 2001، جابز iPod را معرفی کرد که به سرعت به یکی از محبوبترین دستگاههای پخش موسیقی در جهان تبدیل شد. این دستگاه نه تنها صنعت موسیقی را متحول کرد، بلکه به اپل کمک کرد تا وارد بازار جدیدی شود و درآمدهای خود را به طور چشمگیری افزایش دهد.
- در سال 2007، جابز با معرفی iPhone، دنیای تلفنهای همراه را دگرگون کرد. آیفون با ترکیب قابلیتهای یک رایانه جیبی، تلفن همراه و دستگاه پخش موسیقی، به یک استاندارد جدید در طراحی و عملکرد تبدیل شد. این محصول نه تنها بازار تلفنهای همراه را متحول کرد، بلکه به یکی از پرفروشترین محصولات اپل تبدیل شد.
- در سال 2010، اپل iPad را معرفی کرد که به سرعت به یکی از محبوبترین دستگاههای تبلت در جهان تبدیل شد. آیپد با ارائه تجربهای جدید از محاسبات شخصی، به کاربران امکان میداد تا به راحتی به محتوا دسترسی داشته باشند و از آن لذت ببرند.
تأثیر این محصولات بر بازار و زندگی روزمره
محصولات نوآورانه جابز نه تنها اپل را به یکی از بزرگترین شرکتهای تکنولوژی در جهان تبدیل کردند، بلکه تأثیرات عمیقی بر بازار و زندگی روزمره مردم گذاشتند.
- iMac با طراحی منحصربهفرد خود، استانداردهای جدیدی را در طراحی رایانههای شخصی ایجاد کرد.
- iPod با تغییر روشهای گوش دادن به موسیقی، به اپل کمک کرد تا به یکی از پیشروان صنعت موسیقی دیجیتال تبدیل شود.
- iPhone با ارائه یک تجربه کاربری بینظیر و قابلیتهای پیشرفته، بازار تلفنهای همراه را به طور کامل تغییر داد و به یکی از محبوبترین دستگاههای تاریخ تبدیل شد. این محصول به کاربران امکان داد تا به راحتی به اینترنت دسترسی داشته باشند، برنامههای کاربردی مختلف را استفاده کنند و به طور کلی زندگی دیجیتال خود را بهبود بخشند.
- iPad نیز با ارائه یک پلتفرم جدید برای مصرف محتوا، به کاربران امکان داد تا به راحتی به کتابها، فیلمها، و برنامههای کاربردی دسترسی داشته باشند. این دستگاه به سرعت به یکی از ابزارهای ضروری برای کاربران تبدیل شد و به اپل کمک کرد تا بازار تبلتها را به دست گیرد.
این نوآوریها نه تنها اپل را به عنوان یک پیشرو در صنعت تکنولوژی معرفی کردند، بلکه به طور کلی نحوه تعامل مردم با فناوری را تغییر دادند و استانداردهای جدیدی را در طراحی و عملکرد محصولات دیجیتال تعیین کردند.
زندگی شخصی استیو جابز
استیو جابز و لورن پاول در 18 مارس 1991 با یکدیگر ازدواج کردند. این زوج در اوایل دهه 1990 در مدرسه بازرگانی استنفورد، جایی که پاول دانشجوی MBA بود، با یکدیگر آشنا شدند. آنها صاحب سه فرزند به نامهای رید، ارین و ایو بودند و در پالو آلتو، کالیفرنیا زندگی میکردند.
جابز همچنین در سال 1978، زمانی که تنها 23 سال داشت، از دختری به نام کریسان برنان صاحب یک فرزند دختر به نام لیزا شد. لیزا برنان بعدها در کتاب خود که در سال 2018 منتشر شد، از استیو نوشت و دوران کودکی خود و رابطهاش با او را بیان کرد. او توضیح داد که در سال 1980 با آزمایشات DNA متوجه شد که اشتراکاتی با جابز دارد و استیو باید هزینههای زندگی او را به عنوان پدرش بپردازد. جابز تا سن 7 سالگی دخترش با او ارتباطی نداشت. سرانجام لیزا در سنین نوجوانی برای زندگی به پدرش ملحق شد.
استیو جابز از سال 1997 تا زمان مرگش در حالی که در سمت مدیرعاملی اپل بود، کمترین دستمزد را دریافت میکرد. او با تصویب سالانه یک دلار درآمد به عنوان کمدستمزدترین مدیرعامل نام گرفت. حتی نام او به عنوان کمحقوقترین مدیر ارشد عملیاتی در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد. این تصمیم نشاندهنده تعهد او به شرکت و تمرکز بر موفقیت بلندمدت اپل بود.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات اراتوستن، پریسا تبریز، اروین شرودینگر و پروانه وثوق را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
سالهای پایانی زندگی استیو جایز
مبارزه با سرطان: انتخابهای غیرمعمول جابز
در سال 2003، استیو جابز متوجه شد که به یک تومور در غدد درونریز مبتلا شده است؛ نوعی نادر اما قابل جراحی از سرطان پانکراس. جابز تصمیم گرفت به جای انجام جراحی فوری، از گزینههای درمانی شرقی استفاده کند. او رژیم غذایی گیاهخواری پسکو را برای درمان خود انتخاب کرد و جراحی خود را که باید به سرعت انجام میشد، به مدت 9 ماه به تعویق انداخت. این تصمیم او باعث نگرانی شدید هیئت مدیره اپل شد. مدیران اجرایی اپل نگران بودند که اگر خبر بیماری جابز منتشر شود، سهامداران سهام خود را بفروشند و ارزش سهام شرکت به شدت کاهش یابد.
در سال 2004، جابز یک عمل جراحی موفقیتآمیز برای برداشتن تومور پانکراس خود انجام داد. با این حال، در سالهای بعد، جابز اطلاعات کمی درباره وضعیت سلامتی خود منتشر کرد. اوایل سال 2009، گزارشهایی درباره کاهش وزن ناگهانی او منتشر شد. برخی معتقد بودند که مشکلات سلامتی او دوباره بازگشتهاند و شامل مشکلات پیوند کبد نیز میشوند. جابز به این نگرانیها واکنش نشان داد و بیان کرد که مشکلات ناشی از عدم تعادل هورمونی است.
مرخصی و وداع: پایان یک عصر
چند روز پس از این اظهار نظر، جابز به یک مرخصی ششماهه رفت. او در پیامی ایمیلی به کارمندان اپل اعلام کرد که مشکلات سلامتیاش پیچیدهتر از آنچه تصور میکرده است.
در ژانویه 2011، جابز اعلام کرد که به مرخصی پزشکی میرود و در آگوست همان سال، رسماً از سمت مدیرعاملی اپل استعفا داد و زمام امور را به تیم کوک سپرد. این اقدامات نشاندهنده تأثیر عمیق بیماری بر زندگی حرفهای و شخصی جابز بود.
استیو جابز پس از نزدیک به یک دهه مبارزه با سرطان پانکراس، سرانجام در 5 اکتبر 2011 در سن 56 سالگی در خانهاش بر اثر ایست تنفسی ناشی از سرطان درگذشت. او دو روز پس از برگزاری یک مراسم تدفین خصوصی و نه چندان بزرگ در یک آرامگاه عمومی به نام آلتا مسا مموریال پارک در همان شهر یعنی پالو آلتو به خاک سپرده شد.

ثروت استیو جابز
در سخنی از استیو جابز میخوانیم:
“من در 23 سالگی 1000000 دلار ثروت داشتم، در 24 سالگی بیش از 10000000 دلار و در 25 سالگی بیش از 100000000 دلار. اما هیچکدام از اینها برایم آنقدرها مهم نبود. من هرگز کارم را به خاطر پول انجام ندادم!”
جالب است بدانید که جابز به عنوان مدیر عامل اپل تنها یک میلیون دلار ثروت داشت و سهام اپل و دیزنی بود که به او ثروتی معادل 8.3 میلیارد دلار اهدا کرد.
زندگینامههای پیشنهادی: اگر به شخصیت کارآفرینان علاقمند هستید توصیه میکنیم حتما مقالات جف بزوس، مارک زاکربرگ و گرنت کاردون را مطالعه کنید.
دلایل موفقیت استیو جابز چه بود؟
از دوران کودکی، استیو به عنوان یک بچه خلاق و منحصر به فرد شناخته میشد که دارای قدرت خلاقیت است. او در کودکی کنجکاو بود و به جزئیات توجه میکرد. در حالی که افراد زیادی دارای این ویژگیها هستند، اما همه آنها به موفقیتی که استیو به دست آورده است، دست نیافتهاند. پس چرا او موفق بود؟

توانایی نوآورانه او
او به دلیل توانایی نوآورانه خود موفق شد. این توانایی به او کمک کرد تا محصولات بی عیب و نقصی را طراحی کند که تقاضای قابل توجهی از مصرف کنندگان را به خود جلب کند. نوآوری او به رشد و توسعه سریع اپل در دوران سرپرستی و مدیریت استیو نسبت داده میشود.
شخصیت او
موفقیت جابز در دنیای کسب و کار به شخصیتی مرتبط است که به او کمک کرد در محیطهای تجاری مختلف پیشرفت کند. علیرغم تمام چالشهایی که او در حین کار در گاراژ والدینش و حتی تأسیس شرکت اپل با آن مواجه بود، همچنان بر هدفش متمرکز بود.
تمرکز یکی از ویژگیهای او بود که به نظر میرسد یکی از واقعیتهای ابدی زندگی او باشد. مهارتهای ارتباطی او همچنین به او کمک کرد تا موفق شود. زیرا همیشه پیام و مفهوم دیگران را درک میکرد و اطمینان میداد کارکنانش آنچه را که او بیان میکند درک میکنند. علاوه بر این، او دائماً به آموزش، اطلاع رسانی، سرگرمی و الهام بخشیدن به مخاطبان خود میپرداخت.
اشتیاق گسترده و اعتماد به نفس او در تلاشهایش برای زندگی
استیو از همه جنبههای زندگی خود به خصوص در کارآفرینی لذت میبرد. او تأثیرگذار خوبی بود و با توضیح اینکه چرا آنها به محصولات اپل نیاز دارند، بر نگرش خرید مشتریانش تأثیر گذاشت. این امر محبوبیت فوقالعادهای را برای شرکت به ارمغان آورد و از این رو منجر به رشد سریع آن شد. او معتقد بود که مشتاق بودن در مورد کارش میتواند او را موفق کند.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات ارشمیدس، آلفرد نوبل، هنری فورد و توماس هاردی را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
سبک مدیریت و رهبری: روشهای خاص و تأثیرات آن
روشهای مدیریتی و رهبری خاص جابز
استیو جابز به عنوان نماد کارآفرینی در حوزه فناوری، با رویکردهای مدیریتی و رهبری خاص خود شناخته میشود. او از منابع کمی برای شروع تجارتهای بزرگی مانند Apple Inc، NeXT و Pixar استفاده کرد و توانست این شرکتها را به موفقیتهای چشمگیری برساند. جابز با ویژگیهای شخصیتی منحصر به فرد خود، از جمله عادتهای موفقیتآمیز و مداوم برای دنبال کردن دستاوردهای مثبت، توانست فرصتهای تجاری بزرگی ایجاد کند. او با تمرکز بر نوآوری و خلق تجربههای کاربری بینظیر، شرکتهایی را به وجود آورد که امروزه به عنوان پیشروان صنعت شناخته میشوند.
جابز با پذیرش اشتباهات و یادگیری از آنها، به بهبود مستمر دست یافت. او اعتقاد داشت که هر کارآفرینی که میخواهد اختراع یا نوآوری کند، باید شجاعت اشتباه کردن و تمایل به ناقص بودن را داشته باشد. این رویکرد به او کمک کرد تا از اشتباهات خود درس بگیرد و به پیشرفتهای چشمگیری دست یابد.
تأثیرات مثبت و منفی این سبک بر کارکنان و شرکت
سبک مدیریتی جابز تأثیرات مثبت و منفی متعددی بر کارکنان و شرکت داشت. از جنبه مثبت، تمرکز جابز بر نوآوری و کیفیت بالا، باعث شد تا اپل به یکی از باارزشترین و شناختهشدهترین شرکتهای جهان تبدیل شود. او با ایجاد محیطی که در آن خلاقیت و نوآوری تشویق میشد، به کارکنان خود انگیزه داد تا بهترین عملکرد خود را ارائه دهند. این رویکرد باعث شد تا اپل محصولاتی را به بازار عرضه کند که به طور مداوم استانداردهای جدیدی در صنعت تعیین میکردند.
با این حال، سبک مدیریتی جابز دارای جنبههای منفی نیز بود. او به دلیل استانداردهای بسیار بالا و انتظارات شدید از کارکنان، گاهی اوقات محیط کاری پرتنشی ایجاد میکرد. برخی از کارکنان احساس میکردند که فشار زیادی برای دستیابی به اهداف تعیین شده بر آنها وارد میشود. این فشار میتوانست منجر به استرس و نارضایتی در میان کارکنان شود.
به طور کلی، استیو جابز با ترکیب ویژگیهای شخصیتی منحصر به فرد و رویکردهای مدیریتی خاص خود، تأثیرات عمیقی بر صنعت فناوری و نحوه مدیریت شرکتهای بزرگ گذاشت. او نشان داد که با پذیرش اشتباهات و یادگیری از آنها، میتوان به موفقیتهای بزرگی دست یافت.

برخی اشتباهات مدیریتی استیو جابز
استخدام جان اسکالی به عنوان مدیرعامل اپل
در سن ۲۹ سالگی، جابز احساس کرد که به یک شریک عملیاتی و بازاریابی باتجربه نیاز دارد و جان اسکالی را با این شعار به اپل جذب کرد: “آیا میخواهی تا آخر عمر آب شکر بفروشی؟ یا میخواهی با من بیایی و دنیا را تغییر دهیم؟” اما اسکالی به زودی با جابز دچار اختلاف شد و در عرض دو سال، کمپینی برای اخراج او ترتیب داد. این تصمیم به یکی از بزرگترین اشتباهات جابز تبدیل شد، زیرا او مجبور شد شرکت را ترک کند و مسیر جدیدی را آغاز کند.
اعتقاد به اینکه پیکسار یک شرکت سختافزاری خواهد بود
جابز در سال 1986 پیکسار را از جورج لوکاس خریداری کرد و تصور میکرد که این شرکت به یک غول سختافزاری تبدیل خواهد شد. اما به مرور زمان، پیکسار به یکی از پیشروان صنعت انیمیشن تبدیل شد. جابز با حمایت از بنیانگذاران اد کاتمول و جان لستر، به آنها اجازه داد تا رویای تولید یک فیلم انیمیشن دیجیتالی تمامقد را دنبال کنند. این تصمیم در نهایت به تولید فیلمهای موفقی مانند داستان اسباببازی منجر شد.
ندانستن بازار مناسب برای کامپیوتر NeXT
جابز کامپیوتر NeXT را با هدف تبدیل آن به یک موفقیت بزرگ به اپل فروخت، اما در یافتن بازارها و مشتریان مناسب ناکام ماند. او در ویدئویی اذعان کرد که حتی خود او نیز در تشخیص دقیق مشتریان NeXT دچار سردرگمی شده بود. این تجربه به جابز نشان داد که حتی بهترین ایدهها نیز نیاز به تحلیل دقیق بازار دارند.
شکستهای متعدد محصولات اپل لیزا، تلویزیون مکینتاش، اپل III، مکعب Powermac G4
جابز در درک تکامل فناوریها بسیار مهارت داشت، اما در برخی موارد اشتباهات قابل توجهی کرد. این محصولات به دلیل عدم تطابق با نیازهای بازار و مشکلات فنی شکست خوردند. با این حال، جابز از این شکستها درس گرفت و توانست محصولات موفقی مانند آیپاد، آیفون و آیپد را توسعه دهد که به طور مداوم استانداردهای جدیدی در صنعت تعیین کردند.
تلاش چندباره برای فروش پیکسار
جابز در اواخر دهه 1980 چندین بار تلاش کرد تا پیکسار را بفروشد، اما موفق نشد. او حتی سعی کرد پیکسار را به بیل گیتس و لری الیسون بفروشد، اما هیچ خریدار بالقوهای پیدا نشد. در نهایت، پیکسار به یکی از موفقترین استودیوهای انیمیشن تبدیل شد و در سال 2006 به قیمت 7.4 میلیارد دلار به دیزنی فروخته شد. این تجربه نشان داد که گاهی اوقات حفظ یک دارایی ارزشمند میتواند به نتایج بهتری منجر شود.
این اشتباهات و تجربیات نشان میدهند که حتی کارآفرینان بزرگ نیز با چالشها و شکستهایی مواجه میشوند. جابز با یادگیری از این اشتباهات، توانست به یکی از بزرگترین نوآوران عصر دیجیتال تبدیل شود و تأثیرات عمیقی بر صنعت فناوری بگذارد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات فرانسوا ولتر، کارلوس اسلیم، مایکل کین و آرش فردوسی را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
درسهایی از زندگی استیو جابز
استیو جابز، اگرچه شخصیتی بحثبرانگیز بود، اما دستاوردهای او در حوزه فناوری و کارآفرینی غیرقابلانکار است. افکار و فلسفههای او درباره خلاقیت، کار، رهبری و زندگی همچنان به شکلگیری شیوههای تجاری و فلسفه مدرن کمک میکند. در اینجا برخی از درسهای قابل توجه از زندگی او آورده شده است که میتواند برای همه ما الهامبخش باشد.
شکست برابر است با فرصت
ایده شکست به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد، مفهومی است که جابز به شدت به آن اعتقاد داشت. برخلاف بسیاری از کارآفرینان که سعی میکنند از شکست اجتناب کنند یا آن را پنهان کنند، جابز این ایده را تبلیغ کرد که شکست میتواند به ابزاری برای موفقیت تبدیل شود. نمونهای از این دیدگاه، ترک تحصیل جابز از کالج رید در سال 1973 است. او به جای تسلیم شدن، در کلاسهایی که به آنها علاقه داشت، مانند کلاس خوشنویسی شرکت کرد. این کلاسها تأثیر عمیقی بر طراحی رایانههای مکینتاش داشتند. شکست راههایی را به شما میآموزد که کارساز نیستند، اما تسلیم شدن انتخابی است که در پاسخ به شکست انجام میدهید. جابز نشان داد که با پذیرش شکست و یادگیری از آن، میتوان به موفقیتهای بزرگتری دست یافت.
ایمان خود را در سختیها حفظ کنید
جابز با جمله معروف خود که “گاهی اوقات زندگی با آجر به سر شما میزند. ایمان خود را از دست ندهید”، اهمیت حفظ ایمان در مواجهه با ناملایمات را یادآور میشود. او اعتقاد داشت که ایمان به تکنولوژی و مردم میتواند تفاوت بین بقا و فروپاشی باشد. جابز میگفت:
“فناوری چیزی نیست. آنچه مهم است این است که به مردم ایمان داشته باشید، آنها اساساً خوب و باهوش هستند، و اگر ابزارهایی در اختیار آنها قرار دهید، عملکرد فوقالعادهای خواهند داشت.”
این ایمان به تواناییهای انسانها و تکنولوژی باعث شد که جابز بتواند در شرایط سخت، همچنان به جلو حرکت کند و نوآوریهای بینظیری را به جهان معرفی کند.
تأکید بر مردم
یکی از اصول کلیدی در زندگی جابز، تأکید بر مردم بود. او همیشه بر این باور بود که باید اطراف خود را با افراد خوب احاطه کند، از آنها الهام بگیرد و به آنها احترام بگذارد. جابز برای گروههای متمرکز یا نظرسنجیهای مختلف طراحی نمیکرد؛ او برای مردم طراحی میکرد.
او میگفت: “طراحی محصولات توسط گروههای متمرکز واقعاً سخت است. بسیاری از اوقات، مردم نمیدانند چه میخواهند تا زمانی که آن را به آنها نشان دهید.” این فلسفه طراحی بر اساس نیازهای واقعی مردم، به اپل کمک کرد تا محصولاتی خلق کند که نه تنها کاربردی بودند، بلکه با زندگی کاربران همخوانی داشتند و تجربه کاربری بینظیری را ارائه میدادند.
طراحی برای آینده
جابز همیشه به آینده و تأثیر بلندمدت محصولات و خدمات خود توجه داشت. او بر این باور بود که طراحی و توسعه باید با در نظر گرفتن نیازهای آینده انجام شود. این رویکرد نه تنها به اپل کمک کرد تا محصولاتی نوآورانه و پیشرو ارائه دهد، بلکه باعث شد تا استانداردهای جدیدی در صنعت فناوری تعیین شود. جابز میگفت:
“ما باید به آینده نگاه کنیم و ببینیم که چگونه میتوانیم زندگی مردم را بهتر کنیم.”
این دیدگاه به او امکان داد تا با پیشبینی نیازهای آینده، محصولاتی را توسعه دهد که به طور مداوم با تغییرات و پیشرفتهای تکنولوژیکی همگام باشند.
این درسها از زندگی استیو جابز میتوانند راهنمایی برای کارآفرینان و مدیران باشند تا با تمرکز بر نوآوری، ایمان و توجه به مردم، به موفقیتهای بزرگی دست یابند. جابز نشان داد که با دیدگاهی روشن و هدفمند، میتوان به تغییرات بزرگی در جهان دست یافت.

توصیهها و نقلقولهای الهامبخش از جابز
آنچه باعث موفقیت یک زندگی میشود
داشتن یک زندگی موفق و شاد به چه معناست؟ اگر از استیو جابز بپرسید، ممکن است این پاسخ را بشنوید:
“زمان شما محدود است، پس آن را برای زندگی کردن برای دیگران هدر ندهید. گرفتار عقاید قدیمی نشوید. این عقاید زندگی با نتایج تفکر دیگران است. اجازه ندهید سروصدای نظرات دیگران، نظرات شما را از بین ببرد. صدای درونی و مهمتر از همه، شجاعت پیروی از قلب و شهود خود را داشته باشید.”
جابز با تعریف عقاید قدیمی به عنوان نتایج تفکر دیگران، استدلالی قانعکننده برای آزادی اندیشه ارائه میدهد. تفکر مستقل در قلب آن چیزی است که باید باشید و یکی از درسهای ماندگار میراث اوست. او با تأکید بر شجاعت، این نقلقول را به پایان میرساند. شجاعت برای روبرو شدن با چالشهای روزمره زندگی اساسی است. چگونه میتوانید بدون شجاعت، با چالشهایی که زندگی هر روز برایتان پیش میآورد، روبرو شوید؟
احمق بمانید
یکی از قویترین نقلقولهای مرتبط با استیو جابز این است: “گرسنه بمان، احمق بمان.” این نقلقول اولین بار به عنوان نوعی آرزوی خداحافظی در آخرین شماره کاتالوگ کل زمین، مجله تأثیرگذار دهه 1970، ظاهر شد. جابز این نقلقول را الگویی برای سازماندهی زندگی خود میدانست.
گرسنه ماندن به معنای حفظ اشتیاق برای نوآوری، اکتشاف و پیشرفت است. موفقیت نباید باعث توقف در حرکت شود. اما احمق ماندن کمی پیچیدهتر است. هیچکس واقعاً نمیخواهد احمق باشد، حداقل نه به معنای متعارف. اما اگر حماقت را بهعنوان تمایل به ریسکپذیری و پیگیری رؤیاها حتی زمانی که دیگران به ما میگویند این کار را نکنید، ببینیم، آنقدرها هم احمقانه به نظر نمیرسد. حتی میتوان آن را رؤیایی نامید.
این واقعیت که این نقلقول هنوز هم امروزه مورد استفاده قرار میگیرد، گواهی بر قدرت ماندگاری و ارتباط آن است. بیایید امیدوار باشیم که ذرهای از این چشمانداز همچنان به قلب و اقدامات هر کارآفرینی در آینده راه پیدا کند.
دنبال علاقهتان بروید
استیو جابز همواره بر اهمیت دنبال کردن علاقهها و اشتیاقهای شخصی تأکید داشت. او معتقد بود که تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که عاشق آنچه میکنید باشید. جابز میگفت:
“تنها راه انجام کارهای بزرگ این است که عاشق آنچه میکنید باشید. اگر هنوز آن را پیدا نکردهاید، به جستجو ادامه دهید.”
این جمله نشاندهنده باور عمیق او به اهمیت اشتیاق در دستیابی به موفقیت است. جابز بر این باور بود که عشق و علاقه به کار، نه تنها منجر به تعالی در عملکرد میشود، بلکه باعث میشود کارهایی انجام دهید که تأثیر ماندگاری داشته باشند. او معتقد بود که وقتی با عشق کار میکنید، نه تنها کیفیت کارتان افزایش مییابد، بلکه از فرآیند کار نیز لذت میبرید و این لذت به دیگران نیز منتقل میشود. بنابراین، جابز به همه توصیه میکرد که در جستجوی آنچه واقعاً دوست دارند، پافشاری کنند و تا زمانی که آن را نیافتهاند، از تلاش دست برندارند.
تمرکز بر کیفیت
یکی دیگر از نقلقولهای معروف جابز این است:
“کیفیت بسیار مهمتر از کمیت است. یک ضربه فوقالعاده بهتر از دو ضربه خوب است.”
این جمله فلسفه او در مورد توجه به جزئیات و تعهد به کیفیت را به خوبی نشان میدهد. جابز همواره بر این باور بود که تمرکز بر کیفیت، نه تنها در محصولات بلکه در زندگی نیز، میتواند تفاوتهای بزرگی ایجاد کند. او معتقد بود که کیفیت بالا میتواند تأثیرات مثبتی بر جهان بگذارد و ارزش واقعی را به مشتریان ارائه دهد.
جابز تاکید میکرد که در هر کاری که انجام میدهید، باید به دنبال برتری باشید و هرگز به کمتر از بهترین قانع نشوید. این رویکرد نه تنها به اپل کمک کرد تا محصولاتی با کیفیت بالا و طراحی بینظیر تولید کند، بلکه به عنوان الگویی برای سایر صنایع و کارآفرینان نیز عمل کرد. جابز باور داشت که تمرکز بر کیفیت، به طور طبیعی به نوآوری و پیشرفت منجر میشود و میتواند مرزهای جدیدی را در هر زمینهای باز کند.
فیلمهایی که از استیو جابز ساخته شد
تا کنون زندگی استیو توانسته موضوع سه فیلم سینمایی باشد.
- فیلم سینمایی انگیزشی جابز ساخت سال 2013 با بازی اشتون کوچر در نقش جابز.
- فیلم سینمایی استیو جابز ساخت سال 2015 به کارگردانی دنی بویل و با بازی مایکل فاسبندر که سه دوره از زندگی استیو جابز را به تصویر کشیده است.
- همچنین فیلم سینمایی غارتگران سیلیکون ولی که فیلمی با موضوع ساخت اولین کامپیوترهای شخصی در سال 1999 میباشد.
فیلمهای انگیزشی که از زندگی بزرگان کسب و کار ساخته میشوند میتوانند در مسیر موفقیت شما بسیار موثر باشند و شما را در راه اندازی کسب و کار و تلاش در جهت آن یاری دهند.
کلام پایانی
در این مقاله از دانشگاه کسب و کار بخشی از زندگی استیو جابز و مسیر موفقیت او را بررسی کردیم. همچنین نحوه شکل گیری شرکت اپل و نحوه به موفقیت رسیدن این شرکت و بقای آن در سالهای اخیر را مطالعه کردیم. امیدواریم که این مقاله از دانشگاه کسب و کار برای شما مفید واقع شده باشد. نام استیو جابز پس از گذشت سالها از مرگش همچنان بر سر زبانهاست و هنوز به عنوان یکی از افراد موفق و کارآفرینان بزرگ در حوزه تکنولوژی از او یاد میشود. نظر شما در رابطه با راز موفقیت این کارآفرین بزرگ چیست؟
منبع: Wikipedia