
در این مقاله از مجموعه مقالات دانشگاه کسب و کار میخواهیم مروری بر زندگی این دانشمند بزرگ داشته باشیم و با هم نگاهی به دستاوردهای او بیندازیم. اگر علاقهمند به شناخت رنه دکارت هستید، تا انتهای این مقاله همراه ما بمانید.
سالهای ابتدایی زندگی رنه دکارت
رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان برجسته فرانسوی، در ۳۱ مارس ۱۵۹۶ در لوار فرانسه متولد شد.
زندگی او با چالشهای بزرگی آغاز شد؛ مادرش زمانی که تنها ۱۳ ماه داشت، از دنیا رفت و پدرش، که از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود و قاضی و نماینده پارلمان در منطقه رن بود، مسئولیت تربیت او را بر عهده گرفت.
در سال ۱۶۰۶، دکارت در دهسالگی وارد مدرسه لافلش شد؛ یکی از معتبرترین مدارس فرانسه که توسط فرقه یسوعیان تأسیس شده بود. این مدرسه به دلیل آموزش ترکیبی علوم مدرن و تعلیمات مسیحیت شناخته میشد و هشت سال تحصیل دکارت در این مدرسه، او را با موضوعاتی چون مابعدالطبیعه، اخلاق، ریاضیات، منطق و ادبیات آشنا کرد.
سال ۱۶۱۱ نقطه عطفی در زندگی دکارت بود. او در یک سخنرانی علمی درباره کشفیات گالیله شرکت کرد که در آن، سیارات تازه کشفشدهای که به دور مشتری میچرخیدند، معرفی شدند. دکارت بعدها از این تجربه بهعنوان رویدادی الهامبخش یاد کرد که تأثیری عمیق بر روح و مسیر فکری او گذاشت. این دوران، پایهگذار مسیر علمی و فلسفی او در آینده شد.

تحصیلات عالی و آغاز مسیر علمی
پس از پایان تحصیلات در مدرسه لافلش، رنه دکارت در سال ۱۶۱۴ تصمیم گرفت مسیر تحصیلی و حرفهای خود را تغییر دهد. او رشته حقوق را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و در دانشگاه پواتیه پذیرفته شد. با وجود موفقیت در این رشته، دکارت خیلی زود دریافت که علاقهای به ادامه مسیر حقوق ندارد. این تجربه باعث شد تا به دنبال کشف زمینههای جدید علمی و فلسفی برود و زندگی خود را بهگونهای متفاوت رقم بزند.
در سال ۱۶۱۸ دکارت تصمیم گرفت وارد دنیای جهانگردی شود. او به این باور رسیده بود که سفر به کشورهای مختلف و مشاهده جهان، بهترین شیوه برای یادگیری و گسترش دانش او خواهد بود. نخستین قدم او در این مسیر، پیوستن به ارتش هلند بود. دکارت برای خدمت در ارتش، هیچ دستمزدی دریافت نکرد و هدف اصلی او کسب دانش از فرمانده ارتش هلند، موریس، شاهزاده هلند بود. موریس به دلیل دانش گسترده در فلسفه، فنون جنگی و مهارتهای علمی، مورد احترام بسیاری از اشراف زادگان فرانسوی قرار داشت. دکارت نیز این فرصت را مغتنم شمرد تا از نزدیک با او تعامل داشته باشد و دانش خود را گسترش دهد.
همکاری علمی با ایساک بکمان
در نوامبر ۱۶۱۸، ارتش هلند در منطقهای به نام بردا مستقر شد. در همین زمان، دکارت با یکی از دانشمندان برجسته هلندی به نام ایساک بکمان آشنا شد. این آشنایی به شروع همکاری علمی میان آنها انجامید و دکارت به همراه بکمان به مطالعه و پژوهش در زمینههای علمی مختلف پرداخت. ایستابشناسی و آزمایش بر روی اجسام در حال سقوط از جمله پروژههایی بودند که این دو دانشمند با همکاری یکدیگر پیش بردند. دکارت علاقه و احترام خاصی به بکمان داشت و در پایان این همکاری، دستنویس اثر مشهور خود به نام کومپندیوم موسیکای را به او هدیه داد.

رؤیاهای الهامبخش و تصمیم به یکپارچهسازی علوم
در سال ۱۶۱۹، دکارت تصمیم گرفت هلند را ترک کند و به کشورهای دیگر سفر کند. ابتدا به دانمارک رفت و سپس راهی آلمان شد. در آلمان، او مدتی کوتاه در خدمت ماکسیمیلیان، یکی از سرداران نظامی، بود. اما با آغاز زمستان، تصمیم گرفت به دهکده نویبورگ در حوالی رودخانه دانوب پناه ببرد تا مدتی را در آرامش و به دور از هرگونه دغدغه، صرف مطالعه و تحقیق کند.
دکارت در طول زمستان در نویبورگ، به مطالعه و پژوهش در ریاضیات پرداخت و موفق شد برهانهای تازه و مهمی را در این حوزه کشف کند. این برهانها بعدها توسط ریاضیدانان برجسته مورد بررسی قرار گرفتند و تأثیر قابل توجهی بر پیشرفت ریاضیات داشتند. اما اتفاقی که به طور ویژه مسیر فکری دکارت را تغییر داد، سه رؤیای الهامبخش بود که او در ۱۰ نوامبر ۱۶۱۹ تجربه کرد.
دکارت این رؤیاها را به عنوان پیامی الهی تعبیر کرد و درباره آنها چنین نوشت:
“از این رؤیاها دریافتم که روح حقیقت من را به عنوان برگزیده انتخاب کرده است. او از من میخواهد تمام علوم را به صورت یک علم واحد دربیاورم و این رسالت من است.”
این تجربه، انگیزهای قوی برای دکارت ایجاد کرد تا تلاش کند تمام علوم را یکپارچه کند و پایهای مشترک و منسجم برای درک جهان و قوانین آن پیدا کند.
نذر و زیارت در ایتالیا
رؤیاهای دکارت تأثیر عمیقی بر او گذاشتند و باعث شدند که تصمیم بگیرد به آرامگاه حضرت مریم در ایتالیا برود و نذر خود را ادا کند. چهار سال بعد، در سال ۱۶۲۳، دکارت به ایتالیا سفر کرد و این نذر را عملی کرد. این زیارت برای دکارت از اهمیت ویژهای برخوردار بود و نشاندهنده ارتباط عمیق او با معنویت در کنار تلاشهای علمیاش بود.
این دوره از زندگی دکارت، نقطه آغاز تحول فکری و علمی او بود.علاقه به یادگیری، تلاش برای یکپارچهسازی علوم، و تأکید بر تجربه و مشاهده، از ویژگیهای برجسته این مرحله از زندگی او بودند که بعدها در شکلگیری نظریات فلسفی و علمی او نقشی اساسی ایفا کردند.

چالشها و زندگی شخصی دکارت
نقل مکانهای پیوسته رنه دکارت!
در سال 1620 رنه دکارت به صورت جدی بر روی پروژهای مهم کار کرد. او تلاش میکرد قواعد بازی را به گونهای بنویسد که بتواند ذهن انسان را هدایت کند. یک سال بعد تصمیم گرفت جنگ را رها کند و ابتدا راهی ایتالیا شد؛ اما بعد از ایتالیا پاریس را به عنوان مقصد نهایی خود انتخاب کرد و زندگی خود را در پاریس آغاز کرد. دکارت پاریس را شهر زیبایی میدید؛ اما معتقد بود که فراغت خاطر او را به هم میریزد، به همین دلیل زندگی در پاریس را آن چنان دوست نداشت.
پس از سه سال زندگی در شهر پاریس در سال 1628 تصمیم گرفت که بار دیگر به کشور هلند برگردد. رنه دکارت تا سال 1649 در هلند زندگی کرد و تمام این سالها را مجرد بود. او تنهای تنها اوقات خود را به دور از هر شلوغی و غوغای سیاسی و اجتماعی با کار کردن بر روی پژوهشها و تحقیقهای علمیاش میگذراند.
چرا رنه دکارت محرمانه زندگی میکرد؟
رنه دکارت، پدر فلسفه مدرن، شخصیتی پیچیده و پر رمز و راز داشت. او شعاری در زندگی داشت که از شاعر رومی بزرگ، اوید، آموخته بود:
آن که در نهان زندگی میکند، خوب زندگی میکند.
این شعار، فلسفه زندگی دکارت را به طور خلاصه بیان میکند. او به دنبال آرامش و سکوت بود تا بتواند به تفکر و فلسفه بپردازد. دکارت برای حفظ حریم خصوصی خود، اقداماتی عجیب و غریب انجام میداد. او به طور مرتب محل سکونت خود را در هلند تغییر میداد و آدرس خود را مخفی نگه میداشت. برخی معتقدند که این کار او صرفاً به این دلیل بوده که برای خلق آثار فلسفی خود به آرامش و سکوت نیاز داشته است.
اما عدهای دیگر، نظریهای جنجالیتر را مطرح میکنند. آنها معتقدند که دکارت به دلیل فعالیتهای جاسوسی، مخفیانه زندگی میکرد. فیلسوف بریتانیایی، ای. سی. گرِیلینگ، در کتاب خود با نام دکارت، این فرضیه را به تفصیل بررسی میکند. گرِیلینگ شواهدی را ارائه میدهد که نشان میدهد دکارت در دوران جوانی با خاندان سلطنتی فرانسه و همچنین با سازمانهای جاسوسی ارتباط داشته است.
گرِیلینگ معتقد است که دکارت از این سفرها و دیدارها برای جمع آوری اطلاعات جاسوسی استفاده میکرده است. او همچنین مدعی است که دکارت برخی از یافتههای فلسفی خود را به طور عمدی در رمز و راز پنهان کرده بود تا از سوء استفاده دشمنانش جلوگیری کند.

پایه پژوهشهای رنه دکارت چه بود؟
تحقیقات و پژوهشهایی که رنه دکارت انجام میداد اغلب بر اساس تجربههای او و یا صرفاً بر اساس تفکر شخصی او بودند. دکارت خیلی کم از کتاب و یا دانش بقیه دانشمندان در این مورد استفاده میکرد. شاید دانستن این نکته برایتان جالب باشد که دکارت هرگز در زندگیاش ازدواج نکرد. تنها خانواده او دختری بود که به صورت نامشروع داشت و در پنج سالگی جان خود را از دست داد.
او درباره دخترش این گونه نوشته است که مرگ دخترم بزرگترین غمی بود که در تمام زندگیام چشیدم. در سال 1649 در ماه سپتامبر، کریستین که ملکه وقت کشور سوئد بود از دکارت دعوت کرد تا برای تعلیم علم فلسفه به استکهلم بیاید. دکارت نیز دعوت او را پذیرفت و به آن جا رفت. او در زندگیاش از دو چیز بیزار بود؛ اول سحرخیزی و دوم از هوای سرد فصل زمستان. دکارت در استکهلم با هر دوی آنها رو به رو شد. از طرفی سرمای زمستان کشورهای اسکاندیناوی و از طرف دیگر صبح زود بیدار شدن برای تعلیم دادن فلسفه به ملکه سوئد! همین دلایل باعث شد تا دکارت به دام بیماری ذاتالریه بیفتد. بیماری او به قدری شدید شد که زمانی که تنها پنجاه و سه سال سن داشت جان او را گرفت و برای همیشه دکارت را از پا درآورد.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات استیو هاروی، جامی و زندگی نامه حضرت محمد را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
دستاوردهای علمی و فلسفی دکارت
رنه دکارت، به عنوان یکی از بزرگترین فیلسوفان و دانشمندان تاریخ، دستاوردهای علمی و فلسفی قابلتوجهی از خود به جا گذاشت که تأثیرات آنها تا امروز در علوم مختلف احساس میشود. در ادامه به مهمترین دستاوردهای او که باعث تحولات بنیادین در ریاضیات، فلسفه و علوم طبیعی شدند، پرداخته شده است.
ابداع هندسه تحلیلی
یکی از برجستهترین دستاوردهای علمی دکارت، پایهگذاری هندسه تحلیلی بود. او با ترکیب هندسه و جبر، توانست معادلات جبری را به صورت هندسی نمایش دهد و پایههای این رشته را بنا نهد. دکارت برای بیان مقادیر عددی از حروف انگلیسی استفاده کرد. او مجهولات را با حروفی مانند x، y و z و مقادیر مشخص را با حروفی مانند a، b و c نشان داد. همچنین، برای نمایش اعداد توانی، ترکیبی از حروف و اعداد مانند x² و x³ را بهکار برد.
این روش، که بعدها به سیستم مختصات دکارتی تبدیل شد، انقلابی در علم ریاضیات ایجاد کرد و به دانشمندان کمک کرد تا روابط پیچیده ریاضی را بهصورت تصویری و قابلفهم درک کنند. این ابداع دکارت هنوز هم یکی از ابزارهای اصلی در ریاضیات، علوم کامپیوتر و فیزیک است.

قانون شکست نور و اپتیک
دکارت در زمینه اپتیک نیز دستاوردهای مهمی داشت. او توانست قانون شکست نور را کشف کند و آن را با استفاده از ریاضیات توضیح دهد. این قانون، که به نام قانون شکست نور دکارت شناخته میشود، مکانیزم تشکیل رنگینکمان را بهصورت علمی توضیح داد. دکارت با تحلیل رفتار نور، نشان داد که چگونه شکست نور در قطرات باران باعث ایجاد رنگینکمان میشود. این دستاورد، نقش مهمی در پیشرفت علوم اپتیک و درک ویژگیهای نور داشت.
دوگانگی ذهن و بدن
یکی از مفاهیم کلیدی فلسفه دکارت، نظریه دوگانگی ذهن و بدن بود.
او معتقد بود که جهان از دو جوهر کاملاً مجزا تشکیل شده است: جسم و روح. جسم، مادی است و تحت قوانین فیزیک عمل میکند، اما روح، غیرمادی است و از این قوانین آزاد است. دکارت بر این باور بود که غده صنوبری در مغز، محل ارتباط میان جسم و روح است و از طریق این غده، روح میتواند بر بدن تأثیر بگذارد.
این نظریه، که به عنوان دوگانهانگاری دکارتی شناخته میشود، تأثیر عمیقی بر فلسفه مدرن گذاشت و به مباحث گستردهای درباره ماهیت ذهن و بدن دامن زد. اگرچه این نظریه بعدها مورد نقد فیلسوفان مختلف قرار گرفت، اما همچنان یکی از موضوعات بحثبرانگیز در فلسفه است.
روششناسی دکارت
دکارت در تلاش برای یافتن یقین مطلق، روش جدیدی در فلسفه معرفی کرد که به شک دکارتی معروف است. او معتقد بود که برای رسیدن به حقیقت، ابتدا باید تمام باورهای موجود را زیر سؤال برد و تنها آنچه را که قابلاثبات و غیرقابلانکار است، پذیرفت. جمله معروف دکارت، “میاندیشم، پس هستم”، بیانگر این روش است. او با تأمل در وجود خود، به این نتیجه رسید که آگاهی از اندیشیدن، اولین و مطمئنترین گام در مسیر کشف حقیقت است.
روششناسی دکارت، نهتنها در فلسفه، بلکه در علوم نیز تأثیرگذار بود. این روش به دانشمندان کمک کرد تا با استفاده از استدلال منطقی و آزمایش، به نتایج معتبر دست یابند و از تعصب و پیشفرضهای نادرست فاصله بگیرند.

توسعه سیستم مقادیر عددی توسط رنه دکارت
فرانسوا وینت در گذشته سیستمی را اختراع کرده بود که رنه از آن در کار خود استفاده کرد. دکارت با استفاده از این سیستم مقادیر عددیای که برای ما شناخته شده است را با حروف انگلیسی مانند a,b,c و … نمایش داد. او مجهولات را با حروف دیگری مانند x,y,z مشخص کرد. اعداد توانی و یا مکعب و مربع را نیز با استفاده از ترکیب حروف و عدد به عنوان مثال x2x2 و یا x3x3 مشخص کرد. این سیستم که از قبل توسط فرانسوا وینت اختراع شده بود توسط رنه دکارت تکمیل و استفاده شد.
استفاده کردن از این سیستم در ریاضیات باعث میشود که حل معادلات جبری برای ما سادهتر به نظر بیاید. گفتار در روش کتابی که به دست رنه دکارت نوشته شده است، او اصول اخلاقیای را معرفی میکند که هر انسانی که در جستوجوی حقیقت است باید آنها را بداند و از آنها استفاده ببرد. این اصول اخلاقی عبارتاند از:
- قوانین محلی و همچنین آداب و رسوم هر منطقه اهمیت بالایی دارند، از آنها اطاعت کنید.
- تصمیمات خود را بر اساس بهترین شواهدی که در دست دارید بگیرید و سپس تا جایی که میتوانید به تصمیم خود پایبند باشید.
- خواستههای خود از جهان را همواره تغییر دهید.
- حقیقت را در تمام زندگیتان جستجو کنید.
گوهرهای سهگانه رنه دکارت
دکارت در سفر فکری خود، سه اصل بنیادین را کشف کرد که به عنوان گوهرهای فلسفه او شناخته میشوند. این اصول، سنگ بنای فلسفه مدرن شدند:
- منِ اندیشنده:
دکارت با تأمل در وجود خود، به این نتیجه رسید که یقینیترین واقعیت، وجود خود انسان به عنوان موجودی متفکر است. جمله معروف او، “میاندیشم، پس هستم”، نقطه عطفی در فلسفه بهشمار میآید و انسان را به مرکز توجه هستی آورد. - خدا، هستی مطلق:
دکارت با استدلالهای فلسفی به این نتیجه رسید که وجود خدا به عنوان مبدأ هستی، ضروری است. او اعتقاد داشت که وجود خدا، ضمانتی برای یقین به جهان خارج و ادراک ما از آن است. - عالم مادی:
دکارت، با تکیه بر دو اصل نخست، به این نتیجه رسید که عالم مادی واقعیتی انکارناپذیر است. او استدلال کرد که ویژگیهای واضح و متمایز جهان، مانند امتداد و شکل، گواهی بر وجود واقعی آن هستند.

مروری بر زندگی حرفهای دکارت
تمام تمرکز و تلاش رنه دکارت در پژوهشهایش بر این بود که تفکری مستقل از کتابهایی که خوانده است داشته باشد. او علاقهای نداشت که به دیدگاههای سایر دانشمندان تکیه کند. همین اعتقاد باعث شد تا در تمام زمینهها نسبت به سایر دانشمندان استقلال فکری خوبی داشته باشد. قوانین جهت گیری ذهن و یا Regulae ad direvtionem ingenii اولین اثری بود که رنه دکارت معرفی کرد. در این کتاب دکارت سعی کرد که برخی از اعتقادات و سوگیریهایش را در زمینه علم و فلسفه منتشر کند.
دکارت در کتابش تأکید بسیاری بر این موضوع میکند که آدمی باید بر قدرت عقل خود تکیه کند و به او اعتماد کند تا بتواند اثباتی برای روشهای شناخت حقیقت در جهان هستی بیابد.
سال 1629 نوشتن کتاب قوانین جهت گیری ذهن توسط رنه دکارت به پایان رسید؛ اما تا سال 1701 دکارت از چاپ کتابش امتناع میکرد.
در سال 1634 دکارت تصمیم گرفت کتاب دیگری به نام جهان را بنویسد. دکارت در کتاب جهان از چندین نظریهای که قبلاً توسط سایر دانشمندان معرفی شده بود پشتیبانی کرد. از جملهاین نظریات میتوان به ایدهای که دانشمند بزرگ نیکولاس کوپرنیک منتشر کرد اشاره کرد.
نظریه نیکولاس کوپرنیک
نظریه نیکولاس کوپرنیک میگوید بر خلاف تصوری که بسیاری از افراد دارند زمین مرکز هستی نیست که همه اجرام به دور او بچرخند. بلکه زمین خود در حال چرخیدن به دور خورشید است. در همان سال 1634 بود که رسالهای نیز چاپ و منتشر کرد. دکارت در این رساله به موضوعات مختصری درباره انسان پرداخته است.
او در این رساله سعی میکند فیزیولوژی انسان یعنی اندامها، سلولها و یا بافتها را به صورت ساده برای عوام توضیح دهد. “گفتار در روش” کتاب دیگری بود که رنه دکارت نوشتن آن را در سال 1637 به پایان رساند. در این کتاب تحصیلات خود را به عنوان مثالی شرح میدهد تا به وسیله آن نیاز انسان به روش مطالعهای جدید را توضیح دهد.
چهار قانون مهم رنه دکارت
علاوه بر کتابهایی که دکارت منتشر و تألیف میکند، چهار قانون مهم را نیز معرفی میکند. از این چهار قانون میتوان هر زمان که به مشکل علمی برمیخوریم استفاده کنیم. این قانون سعی میکند ابتدا مشکل را به اصول اولیه کاهش دهد و در مرحله بعد با ایجاد کردن راه حلهای مختلف در جهت حل این مشکل حرکت میکند.
تأملات در فلسفهی اولی کتابی که توسط دکارت نوشته شد همراه با شش کتاب دیگر او در سالهای 1641 و همچنین 1642 از سور دانشمندان و فیلسوفان معروفی مورد انتقاد قرار گرفت. کتاب تأملات در فلسفه را میتوان یکی از پر استنادترین و معروفترین کتابها در علم فلسفه و تاریخ آن دانست.
آثاری که دکارت قبل از این کتاب نوشته بود، اغلب به توضیحی از روش تفکر بسنده میکردند. اما دکارت در کتاب تأملات خود به موضوعات اساسیای با استفاده از روشهایی که در کتابهای دیگرش معرفی کرده است میپردازد.

فعالیت رنه دکارت به عنوان معلم
رنه دکارت سالهای بعدی عمرش را صرفاً برای دفاع از موضعهایی که در کتابها و رسالههایش آورده بود گذراند. کتاب اصول فلسفه کتابی دیگر از دکارت است که این دانشمند آن را در سال 1644 منتشر کرد تا همگان بتوانند استفاده کنند. در این کتاب دکارت استدلالهای مدیتیشنی که در کتابهای قبلیاش آورده بود تجزیه میکند و به گونهای خاص گسترش میدهد.
همان طور که در بخشهای قبلی نیز به این موضوع اشاره کردیم در سال 1649 کریستینا ملکه کشور سوئد از رنه دکارت درخواست کرد تا معلم او شود و فلسفه را به او بیاموزد. دکارت دعوت ملکه کریستینا را پذیرفت و در سالهایی که به تدریس در سوئد مشغول بود، بر روی پژوهش و مطالعات خود نیز وقت میگذاشت.
انفعالات نفسانی کتابی از دکارت بود که در همان سالهای تدریس به ملکه کریستینا منتشر کرد. در این کتاب رنه دکارت نامهنگاریهای خود را پیرامون موضع احساسات انسانی و یا انفعالات انسانی که با شاهزاده الیزابت بوهمیایی انجام داده بود به طور مفصل شرح داده است.
کتابهای گفتار در روش و جهان نوشته دکارت
سال 1633 سالی که مصادف بود با اتمام کتاب جهان توسط رنه دکارت، در آن سر دنیا اتفاق عجیبی در حال رخ دادن بود. دکارت متوجه شد که گالیلئو گالیله ستاره شناس اهل کشور ایتالیا به خاطر دیدگاهش مبنی بر اینکه سیاره زمین در حال چرخیدن به دور خورشید است و نه خورشید به دور زمین، محکوم شده است و در نزدیکی اعدام است. دیدگاهی که گالیله به آن معتقد بود همان دیدگاه کوپرنیکیای بود که مرکز تمام تفکرات و اعتقادات دکارت را در خود داشت.
رنه دکارت تصمیم گرفت که انتشار کتاب جهان خود را متوقف کند و فعلاً دست نگه دارد. امید دکارت این بود که با این کار او، کلیسا محکومیت گالیله را پس بگیرد. دکارت همواره ترس ریشه داری از کلیسا در ذهنش داشت؛ اما با وجود این احساس او بر این باور بود که روزی میآید که در کلیسا و در مدارس کاتولیک به جای فیزیک ارسطو، دستاوردهای او را آموزش می دهند.
در باب کتاب گفتار در روش
گفتار در روش کتابی که توسط رنه دکارت در سال 1637 به تحریر درآمد را میتوان از مهمترین آثار در حوزه فلسفه مدرن نامید. این کتاب یکی از اولین کتابهای فلسفی است که به زبان لاتین نوشته نشده است. هدف دکارت از نوشتن کتابهایش به زبان فرانسه این بود که تمام کسانی که ذهن باز و خوبی دارند، از جمله زنان، بتوانند از کتاب و آثار او نهایت استفاده را ببرند. دکارت همیشه دوست داشت در کتابهایش به خوانندگان بیاموزد که چگونه به صورت مستقل فکر کنند و تصمیم بگیرند.
او همیشه بر این باور بود که عقل به انسان این قدرت را میدهد که در همه شرایط بتواند دروغ را از حقیقت تشخیص دهد. علاوه بر کتاب گفتار در روش، رنه دکارت با نوشتن سه رساله دیگر نیز روشهایی را بیان کرد تا مردم بتوانند از عقل خود استفاده کنند تا حقیقت را بیایند.

در باب کتاب مدیتیشن نوشته رنه دکارت
کتاب مدیتیشن در فلسفه ابتدایی کتابی بود که رنه دکارت در سال 1641 منتشر کرد. در این کتاب دکارت به اثبات مسائل اساسی هم چون وجود روح در بدن انسان و یا اثبات وجود خدا پرداخته است. مدیتیشن در فلسفه ابتدایی را دکارت با زبان لاتین به تحریر درآورد و این کتاب را به بزرگان یسوعی که در سوربن پاریس زندگی میکنند هدیه داد. علاوه بر این موضوعها رنه دکارت پاسخهای خود را به مسائلی که دانشمندان بزرگی مطرح کرده بودند جمع آوری کرده است و در اختیار مخاطبینش گذاشته است.
از جمله این اندیشمندان معروف میتوان به توماس هابز که فیلسوفی انگلیسی بود، یانسنیست آنتوان آرناولد و یا پیز گاییندی اشاره کرد. پس از انتشار این کتاب رنه دکارت در سال 1642 ویرایشی دیگر از آن را منتشر کرد. در ویرایش اول مدیتیشن در فلسفه رنه دکارت کشیشی یسوعی به نام پیر بوردین را خطاب قرار میدهد و آن را فردی احمق میخواند. اما در ویرایش دوم کتاب دکارت پاسخی که پیر بوردین به او داده است را نیز اضافه میکند.
دکارت و زیر سوال بردن باورها
دکارت معتقد بود که بحثها و اعتراضاتی که بین اندیشمندان رخ میدهد، میتواند نقطه عطفی باشد که بتوانند با یکدیگر بحث مشارکتی انجام دهند و علم و فلسفه نیز در راستای آن رشد کند. زیرا در آن زمانها دنیای علم و فلسفه دنیایی پر از تعصب بود. ویژگی بزرگ و مهم کتاب مدیتیشن در فلسفه استفاده دکارت از شک و تردیدی بود که به صورت روشمند ارائه شده است.
دکارت در کتابش روشی سیستماتیک را معرفی میکند که به وسیله آن میتوان همه باورهایی که با استفاده از آن ما را فریب دادهاند و یا در گذشته از آنها فریب خوردهایم را زیر سؤال ببریم و از نو آنها را بنویسیم.
سکستوس امپیریکوس فیلسوفی بود که در قرن سوم میلادی زندگی میکرده است. اعتقادات این فیلسوف یونانی در کتابهای بزرگانی چون پیر شارون الهیاتدان کاتولیک و یا میشل دو مونتین به روشنی قابل تشخیص است. خواندن آثار این دو اندیشمند بزرگ باعث شد تا رنه دکارت با تأملات سکستوس امپیریکوس آشنا شود و از آنها برای نوشتن کتاب مدیتیشن در فلسفه اولیه ایده بگیرد.
دانش ظاهری از دیدگاه رنه دکارت
رنه دکارت، فیلسوف برجسته فرانسوی، بر این باور بود که دانش ظاهری، یعنی دانشی که از طریق حواس به دست میآید، اغلب غیرقابل اعتماد و گمراهکننده است. او معتقد بود که حواس انسان ممکن است واقعیت را بهدرستی نشان ندهند. دکارت برای توضیح این موضوع، مثالی ساده را مطرح میکند: اگر از فاصلهای دور به یک مکعب مربع نگاه کنیم، ممکن است آن را بهشکل یک دایره ببینیم. این تجربه نشان میدهد که حواس انسان نمیتوانند همیشه تصویری دقیق از واقعیت ارائه دهند.
دکارت همچنین تجربه خواب را بررسی کرد و گفت که در خواب، انسان اشیایی را مشاهده میکند که در حقیقت وجود ندارند. او این مسئله را دلیلی بر این میدانست که انسان نمیتواند بهطور کامل به حواس خود اعتماد کند. حتی زمانی که بیدار است، ممکن است آنچه میبیند، حقیقت نداشته باشد.
دکارت همچنین به حقیقتهای ساده و قطعی مثل اینکه دو برابر عدد سه، برابر عدد شش است یا یک مستطیل چهار ضلع دارد شک کرد. از نظر او، حتی این اصول ممکن است تحت شرایط خاصی خطا باشند. او مطرح کرد که شاید خداوند شرایطی ایجاد کند که انسان دچار اشتباه شود.
این شکگرایی دکارت، او را به این نتیجه رساند که تنها استدلالهای عقلی و منطقی میتوانند انسان را به حقیقت نزدیک کنند. او اعتقاد داشت که برای دستیابی به شناخت معتبر، باید ابتدا تمام باورهای حسی و ظاهری را زیر سؤال برد و تنها بر پایه عقل و منطق حرکت کرد. این دیدگاه دکارت، فلسفه مدرن را وارد مرحلهای جدید کرد و همچنان الهامبخش اندیشمندان است.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات ملاصدرا، ابوسعید ابوالخیر، جول اوستین و مارک تواین را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.

جدال نابغهها: تقابل دکارت و پاسکال بر سر خلاء
در سال ۱۶۴۷، زمانی که دکارت ۵۱ ساله بود، با فیزیکدانی جوان و نابغه به نام بلز پاسکال ملاقات کرد. این دیدار به سرعت به بحثی داغ و پرحرارت در مورد مفهومی به نام “خلاء” تبدیل شد. دکارت، فیلسوف و ریاضیدان مشهور، معتقد بود که ایجاد خلاء، یا فضایی خالی از هرگونه ماده، غیرممکن است. اما پاسکال، با شور و اشتیاق جوانی، با این نظر مخالف بود و از ایده خلاء دفاع میکرد. این بحث داغ، جرقه نگارش نامهای از سوی دکارت به پاسکال شد. در این نامه، دکارت با لحنی کنایهآمیز و طعنهآمیز، به پاسکال گفت: “تو بیش از اندازه خلاء در سر داری! ” این جمله، به خوبی گویای عمق اختلاف نظر و تضاد دیدگاه این دو نابغه در مورد مفهوم خلاء بود.
اما جدال دکارت و پاسکال فقط به بحثی علمی در مورد خلاء محدود نمیشد. در ورای این بحث، دو دیدگاه فلسفی متفاوت به جهان نیز به تقابل با یکدیگر برمیخاستند. دکارت، با اتکا به عقل و منطق، معتقد بود که میتوان به یقین و حقیقت مطلق دست یافت. اما پاسکال، با رویکردی تجربی و ایمانی، بر نقش تجربه و آزمایش در شناخت جهان تأکید میکرد. این جدال تاریخی، درسهای آموزندهای برای ما به همراه دارد.
- اول اینکه، علم و دانش همواره در حال تکامل و دگرگونی است و هیچ نظریهای، حتی از سوی بزرگان و نابغهها، نمیتواند از نقد و بررسی مصون باشد.
- دوم اینکه، تنوع دیدگاهها و تضارب آرا، موتور محرک پیشرفت علم و دانش است و بدون تبادل نظر و گفتگوی آزاد، نمیتوان به حقیقت دست یافت.
در نهایت، جدال دکارت و پاسکال، یادآور این نکته مهم است که در مسیر جستجوی حقیقت، باید همواره با ذهنی باز و پذیرای نظرات مختلف باشیم و از تعصب و جزماندیشی دوری کنیم.
پایان زندگی رنه دکارت
رنه دکارت، فیلسوف برجسته فرانسوی، در سال ۱۶۵۰ در استکهلم چشم از جهان فروبست. با مرگ او، پیکرش در حومه این شهر به خاک سپرده شد؛ اما داستان زندگی دکارت حتی پس از مرگ نیز پایان نیافت. شانزده سال پس از دفن، بقایای او از خاک بیرون آورده شدند و سفری عجیب و پرماجرا برای استخوانهای این فیلسوف آغاز شد. بقایای دکارت به پاریس منتقل شدند، اما آرامش همچنان از او دور بود.
در دوران انقلاب فرانسه، بقایای دکارت جای خود را به یک تابوت مصری دادند و به موزه یادبودهای فرانسه انتقال یافتند. بعدها، تصمیم گرفته شد تا پیکر دکارت در آرامگاهی در صومعهای به خاک سپرده شود. اما این پایان ماجرا نبود. در جریان این انتقال، راز هولناکی آشکار شد: بیشتر استخوانهای دکارت، از جمله جمجمهاش، ناپدید شده بودند! گویی روح سرگردان او حتی پس از مرگ نیز از یافتن آرامش امتناع میکرد.
اما سرنوشت جمجمه دکارت چه بود؟ اندکی بعد، آگهی عجیبی در یک روزنامه سوئدی منتشر شد که جمجمه دکارت را برای فروش گذاشته بود! این جمجمه سرگردان، سرانجام به موزه انسان در پاریس راه یافت و تا به امروز در آنجا نگهداری میشود.
سفر پرماجرای دکارت، حتی پس از مرگ او نیز ادامه یافت.جمجمه دکارت، نمادی از روح پرسشگر و جستجوگر این فیلسوف بزرگ، همچنان داستانی رازآلود را در دل خود نگه داشته است.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات چارلز داروین، پابلو پیکاسو، مجید سمیعی و دکتر حسابی را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.

دکارت از نگاه بزرگان
رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی، چهرهای برجسته در تاریخ اندیشه بشری است. دیدگاههای او در فلسفه، ریاضیات و علوم پایه تأثیر عمیقی بر دنیای مدرن گذاشته است. در ادامه، نگاهی به نظرات برخی از اندیشمندان بزرگ درباره دکارت خواهیم داشت:
- باروخ اسپینوزا: فیلسوف هلندی که از پیروان دکارت بود، فلسفه او را به دلیل تأکید بر عقل و روششناسی تحلیلی ستایش میکرد. اسپینوزا معتقد بود که دکارت پایههای فلسفهای را بنا نهاده که میتوان بر اساس آن به یقین و معرفت حقیقی دست یافت.
- گوتفرید لایبنیتز: فیلسوف و ریاضیدان آلمانی، دکارت را به دلیل تأسیس فلسفه مدرن و ابداع هندسه تحلیلی تحسین میکرد. لایبنیتز با برخی از ایدههای دکارت، مانند دوگانگی ذهن و بدن، مخالف بود، اما در عین حال، از روششناسی و تأکید او بر عقل در فلسفه دفاع میکرد.
- جان لاک: فیلسوف انگلیسی، دکارت را به دلیل روششناسی شکاکانهاش مورد انتقاد قرار میداد. لاک معتقد بود که دکارت در شک خود زیادهروی میکند و این امر میتواند به انکار معرفت و واقعیت خارجی منجر شود.
- دیوید هیوم: فیلسوف اسکاتلندی، دکارت را به دلیل ایدههایش درباره ذهن و بدن و همچنین نظریهاش در مورد وجود خدا نقد میکرد. هیوم معتقد بود که دکارت در تحلیل مفاهیمی مانند “من” و “خدا” دچار اشتباه شده است.
- ایمانوئل کانت: فیلسوف آلمانی، دکارت را به دلیل بیدار کردن تفکر فلسفی و طرح پرسشهای بنیادی درباره معرفت و وجود ستایش میکرد. کانت با ایدههای دکارت در مورد دوگانگی ذهن و بدن و همچنین نظریهاش در مورد وجود خدا موافق نبود.
- برتراند راسل: فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی، دکارت را به دلیل تأسیس فلسفه مدرن و ابداع هندسه تحلیلی تحسین میکرد. با این حال، راسل نیز با برخی از ایدههای دکارت، مانند دوگانگی ذهن و بدن، مخالف بود.
دیدگاههای دکارت، هرچند گاهی مورد انتقاد قرار گرفتهاند، اما همچنان الهامبخش بوده و بهعنوان نقطه عطفی در فلسفه مدرن شناخته میشوند.
میراث رنه دکارت
رنه دکارت در عمر کوتاهش به یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ تبدیل شد. دستاوردهای بزرگی از دکارت باقی ماند که بعدها در پیشبرد علم کمک بسیاری کردند. از جملهاین دستاوردها میتوانیم به قانون شکست نور در علم فیزیک اشاره کنیم. دکارت را میتوان بنیانگذار هندسه تحلیلی در علم هندسه دانست؛ زیرا این علم را با دقت بسیار بنا نهاد. گفتار در روش نوشتهای از رنه دکارت بود که باعث شهرت روزافزون او شد.
بعد از گفتار در روش کتابهای دیگری به نام تأملات در فلسفه اولی و همچنین اصول فلسفه را تألیف کرد. گروهی از دانشمندان اهل ذوق به خاطر نوشتههایی که دکارت منتشر کرد به او علاقهمند شدند و همیشه او را الگوی خود قرار میدادند. اما در مقابل این گروه، عدهای دیگر نیز بودند که تنفر بسیاری از نوشتههای دکارت داشتند و حتی سعی میکردند جلوی انتشار نوشتههای او را بگیرند.
مسائل فلسفی که رنه دکارت در کتابهایش معرفی میکند، مسائل سادهای نیستند و درک آنها برای عموم مردم دشوار است. اما با این وجود کلام رسای دکارت و شیوه روشنی که مسائل را بیان میکند باعث شد که عدهی زیادی با خواندن کتابهایش عاشق علم شوند.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات بابک بختیاری، گالیله، فردوسی، شیخ بهایی و جف بزوس را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
لیست کامل آثار رنه دکارت
رنه دکارت، فیلسوف و ریاضیدان برجسته فرانسوی، آثار مهم و تأثیرگذاری در زمینه فلسفه، ریاضیات و علوم به جا گذاشت. در ادامه، لیستی از آثار کامل او آورده شده است:
- قوانین جهتگیری ذهن (Regulae ad directionem ingenii) (1626-1628): رسالهای فلسفی درباره روشهای صحیح تفکر و دستیابی به دانش.
- گفتار در مورد روش (Discours de la méthode) (1637): یکی از مشهورترین آثار دکارت، که در آن به توضیح روش فلسفی خود برای رسیدن به حقیقت میپردازد.
- هندسه (La Géométrie) (1637): اثر مهم دکارت در ریاضیات که مبنای هندسه تحلیلی را معرفی کرد.
- تأملات در فلسفهٔ اولی (Meditationes de prima philosophia) (1641): شامل تأملات دکارت در باب متافیزیک، وجود خدا و جوهر روح.
- جمع موسیقی (Compendium musicae) (1618): رسالهای درباره نظریه موسیقی و زیباییشناسی موسیقی که نشاندهنده علاقه دکارت به هنر است.
- اصول فلسفه (Principia philosophiae) (1644): کتابی که بسیاری از اصول فلسفی دکارت را بهطور جامع بیان میکند.
- Notae in programma (1647): نقدی بر فلسفه معاصر زمان خود، بهویژه نظرات هنریکو رنری.
- جهان (Le Monde ou Traité de la lumière) (1630-1633): رسالهای علمی درباره جهانشناسی و طبیعت که به بررسی ساختار جهان میپردازد.
- شور و شوق روح (Les passions de l’âme) (1649): اثر مهم دکارت در روانشناسی و فلسفه که به تحلیل احساسات و تأثیرات آنها بر انسان میپردازد.
- گفتار در روش درست راه بردن عقل و جستجوی حقیقت در علوم (1630-1631): اثر دیگری در مورد روششناسی فلسفه و علوم.
- شرح بدن انسان (Description du corps humain) (1648): رسالهای در مورد ساختار و عملکرد بدن انسان.
- مکاتبات (Correspondance) (سه جلد: 1657، 1659، 1667): مجموعهای از نامههای دکارت که شامل تعاملات فلسفی و علمی او با سایر اندیشمندان است.
- جستارهایی در باب فلسفه (Essais philosophiques) (1637): مجموعهای از نوشتههای فلسفی که همراه با «گفتار در روش» منتشر شد.
- مبانی هندسه (Geometry Foundations) (1640): اثری در ادامه کتاب هندسه که به مبانی و اصول ریاضیات میپردازد.
این آثار نمایانگر گستره وسیع تفکرات دکارت در زمینههای مختلف علمی و فلسفی است و نشاندهنده جایگاه برجسته او در تاریخ تفکر انسانی هستند.
زندگینامه دیگر افراد موفق: اگر به مطالعه زندگینامه افراد موفق علاقه دارید توصیه میکنیم مقالات اورهان پاموک، دارن هاردی، هاروکی موراکامی و خیام نیشابوری را در رسانۀ دانشگاه کسب و کار بخوانید.
کلام آخر
سپاسگزاریم که تا پایان این نوشته همراه ما بودید. در این مقاله از دانشگاه کسب و کار به زندگی و آثار رنه دکارت، فیلسوف، ریاضیدان و دانشمند بزرگ فرانسوی، پرداختیم. دکارت که در سال 1596 در روستای لاهایه فرانسه متولد شد، در 54 سالگی در شهر استکهلم سوئد از دنیا رفت. زندگی او، از تولد تا مرگ، با اندیشههای نوآورانه و تأثیرگذار بر فلسفه و علم همراه بود.
رنه دکارت را بنیانگذار فلسفه مدرن میدانند؛ چراکه او از پیروی کورکورانه از تفکرات سنتی ارسطویی فاصله گرفت و راه جدیدی در فلسفه گشود. دوگانگی ذهن و بدن، یکی از نظریههای مهم دکارت، برای نخستین بار توسط او تدوین شد؛ مبحثی که به بررسی رابطه میان ذهن و جسم میپردازد و هنوز در فلسفه و روانشناسی مورد بحث قرار میگیرد.
یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ دکارت، سیستم شک علمی بود. او با این روش، دانش حاصل از حواس، عقل و قدرت را زیر سؤال برد و مبانی معرفتی جدیدی را بنا نهاد. جمله معروف او، “میاندیشم، پس هستم”، عصارهای از این تفکر است و نشان میدهد که وجود، وابسته به توانایی تفکر است.
زندگی و آثار دکارت، نمونهای از جسارت در اندیشیدن و شک به باورهای مرسوم است؛ روحیهای که همچنان میتواند برای همه ما الهامبخش باشد. شما کدام بخش از زندگی یا اندیشههای دکارت را تأثیرگذارتر یافتید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: Wikipedia

